برخلاف تصورات پیشین، پاییز، فصل پر بارشی از آب در نیامد. پیشتر گمان میرفت، خشکسالی بهار و تابستان امسال در پاییز جبران شود. حتی نقشههای پیش یابی، پوشش ابری وسیعی را بر فراز اروپا نشان میداد و حالت طبیعی آن بود که سرریز اروپای سبز و مرطوب، کام بی رمق فلات نیمه بیابانی ایران را سیراب کند که اینگونه نشد.
مشاهدات میدانی، از اراضی کشاورزی و باغات اطراف حوضه آبریز دریاچه اورمیه حاکی است که چاههای این زمینها، یکی از بحرانیترین سالهای حیات خود را سپری کردند و اگر همه اینها را در کنار هشدار سازمان ملل به استناد گزارش اولیه اقلیم سازمان جهانی هواشناسی(WMO) سال ۲۰۲۳ احتمالاً گرمترین سال تاریخ بشریت دانسته و گرم شدن زمین را رویدادی حتمی فرض کنیم، حال و روز امیدوار کنندهای برای سرزمینی که در رویاهایمان، آن را سبز و آبی میدانستیم، برای سالهای آتی نمیماند.

رویاهایی که نه منطبق بر واقعیات اقلیمی ماست و نه بهرهای از تجربیات نیاکانمان برده.
هرچند گرم شدن زمین، همچنان یک فرض است، اما تغییرات اقلیمی ناشی از دستکاریهای بشر در طبیعت و عدم مدیریت صحیح منابع آبی، حقیقت تلخ و گریزناپذیری است که دیر یا زود پهنه وسیعی از کشورمان را زیر پوشش خود خواهد گرفت.
این وضعیت، طبعا تبعات اجتماعی خاص خود را هم بر جای خواهد گذاشت و صاحبنظران معتقدند تا رسیدن جوامع به مرز سازگاری، حوادثی چون مهاجرتهای گسترده، بحرانهای اقتصادی، شیوع بیماری و تلفات انسانی قابل توجهی را به دنبال خواهد آورد.
مطالعه و آگاهی اندک از الگوی زیست پیشینیان این سرزمین، نشان میدهد مردمان قرون ماضی، با داشتههای علمی و فنی آن دوران، در ساماندهی حال و آینده خود موفقتر از ما عمل کرده اند.
وجود شواهد و آثاری از مدیریت منابع تحت الارضی و سطح الارضی، چون مهندسی و اجرای قنوات و کهریزها، در گذشتههای دور تاییدی است بر تدبیر و دوراندیشی نسلهای قبل، که ظاهرا از نسل معاصر، از شرایط اقلیمی و محدودیت منابع آگاهتر بودند.
کسی به درستی نمیداند، کِی و با چه انگیزهای، الگوی کشت محصولات کشاورزی و باغی در آذربایجان غربی، بدون در نظر گرفتن حقآبه، اینچنین زیانبار شد و محصولات پرمصرف و کم بازده، جای فرآوردههای بومی منطقه را گرفت. تغییر بدون مطالعه و ناآگاهانه الگوی کشت، از انگور و بادام و گردو و گندم و نخود دیم، به چغندر و سیب و شلیل و غلات آبی، تبدیل اراضی دیم به آبی، پمپاژ غیرقانونی آب بالادست رودخانهها به ارتفاعات، ایجاد باغات محصولات پرمصرف در این مناطق با افزایش واحدهای تولیدی صنایع تبدیلی، چندین برابر مازاد مصرف داخلی و حتی غیرقابل فرآوری و صادرات، عدم اجرای طرحهای آبخیزداری و مدیریت منابع آبی، رهاسازی نمایشی، سیاسی و پوپولیستی آب ارزشمند شیرین به دریاچه خشکیده که توفانها و بارانهای نمکیناش، جز خسارت مضاعف به حیات گونههای گیاهی و جانوری و نوعِ انسان، دستاورد دیگری ندارد، جنایتی هولناک در حق سفرههای زیرزمینی و آبخوانهایی است که به اذعان متخصصان علوم زیستی و زمینشناسان، به دلیل فرونشستهای زمین، دیگر امکان ترمیم و ذخیرهسازی ندارند و این یعنی ما دیگر چیزی به نام منابع تحت الارضی نخواهیم داشت تا به وقت ضرورت برای شُرب و زنده ماندنمان هم برداریم.
در صورت عدم ورود جدی و بازدارنده نهادهای مسئول و عدم پیشگیری از گسترش الگوی فعلی و زیانبار کشاورزی، و با توجه به افت فاحش نزولات جوی در سال زراعی امسال، به نسبت سال گذشته، قطعیهای مکرر، جیرهبندی، آلودگیهای نیتراتی و سختی آب شرب شهروندان آذربایجان غربی، از نیمه بهار ۱۴۰۳ محتمل است.
اگر کشاورزی استان بخواهد با عزمی جهشی، روی به تحول آورده و با پوست اندازی، به سمت تولید محصولات کم مصرف و مربازدهی چون پسته تغییر الگو دهد، با توجه به سیکل ۵ الی ۷ سالهی باردهی یک نهال پسته، بایستی یک برزخ ۵ الی ۶ ساله برای رسیدن به شرایط ثبات و کنترل بحران در نظر گرفت و اقتصاد استان را اقلا برای مدتی محدود از وابستگی به کشاورزی سنتی و صنایع تبدیلی آن رها ساخت.
آیا بشر، خواهد توانست در مقابل گسترش روزافزون واحدهای تولیدی قند و کنسانتره را بایستد و به حیات خود ادامه دهد؟