اجتماعی 23 بهمن 1402 - 5 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

پایانی بر دوره دسترسی بدون محدودیت به معابر شهری

اما نتیجه ای مطلوب در راستای بهبود شرایط ترافیکی دیده نمی شود و چه بسا شرایط در مسیر بدتر شدن نسبت به قبل نیز حرکت می کند. یکی از دلایل عمده این عدم توفیق، نگاه تک بعدی و صرفا زیرساختی به موضوع و عدم تفهیم کامل مفهوم ترافیک در بعد کلان و خرد بین شهروندان و حتی مدیران و مسئولین مربوطه می باشد. آنچه عموماً از سوی شهروندان تحت عنوان معضل ترافیک مورد گلایه قرار می گیرد در واقع ازدحام ترافیک (Traffic congestion) می باشد که امروزه پس از کلان شهرها، شهرهای کوچکتر را نیز در سرتاسر جهان فارغ از توسعه یافتگی یا توسعه نیافتگی درگیر کرده است.

تاکنون تعریف دقیق، کامل و قابل سنجشی برای ازدحام ترافیک ارائه نشده است و اساسأ یک مفهوم نسبی وابسته به مکان و زمان می باشد. اما در حالت ساده شده، ازدحام ترافیک حالتی است که در آن با اغزایش تدریجی تعداد خودروهای جدید، ناچاراً سرعت خودروهای موجود در معبر کاهش می یابد. به عبارتی، ورود هر خودروی جدیدی به یک معبر، باعث ایجاد محدودیت در حرکت خودروهای موجود در آن معبر، کاهش سرعت آنها و افزایش زمان سفر، ایجاد برانگیختی و استرس در رانندگان، بعضا وقوع تصادف و دیر رسیدن به مقصد می گردد.
بین دیدگاه شهروندان و کارشناسان ترافیک درخصوص ازدحام ترافیک و زمان شروع آن تفاوت‌هایی وجود دارد. در دیدگاه شهروندی، هر زمانی که فرد احساس ازدحام ترافیک کند، این پدیده روی داده است؛ که با توجه به ماهیت احساسی موضوع، مسلما این احساس تابع خصوصیات روانی فرد بوده و از فردی به فرد دیگر متفاوت می باشد. ولی در دیدگاه کارشناسی، ازدحام ترافیک زمانی روی می دهد که هزینه های مورد نیاز برای رفع ازدحام کمتر از هزینه های ایجاد شده توسط ازدحام از قبیل مصرف بنزین، افزایش زمان سفر و امثالهم باشد و هر گونه اقدام در جهت رفع ازدحام های پایین تر از این سطح فاقد توجیه فنی و اقتصادی می باشد.


این موضوع با توجه به شرایط مالی نهادهای مسئول مدیریت شهری و لحاظ این نکته که هرگونه اضافه هزینه کرد در حوزه حمل و نقل و ترافیک باعث کاهش توان اقتصادی برای پرداختن به سایر وظایف مقرر قانونی برای مدیریت شهری در حوزه‌های خدمات شهری، زیست محیطی، فضای سبز و غیره می گردد شایان توجه می باشد.
در جهان امروز اقدامات زیرساختی مانند احداث تقاطعات غیرهمسطح، بزرگراه‌های جدید یا تعریض معابر موجود دیگر راهکار صرف و کم هزینه ای برای مدیریت ترافیک منظور نمی‌گردد و راهکار اصلی جلوگیری از تولید ترافیک در مبداء می باشد. در این رویکرد ورود هر خودروی جدید به جریان ترافیک، نتیجه تصمیم یک فرد برای انجام سفر با دلایل کاملا منطقی فردی برای انجام کار، تامین مایحتاج و یا دریافت خدمات درمانی، آموزشی و غیره می باشد، کمتر شهری را می توان یافت که انجام سفرهای درون شهری از سوی شهروندانش صرفاً به دلیل علاقه به انجام سفر انجام گیرد و اکثریت قریب به اتفاق سفرهای شهری برآمده از نیاز برای دسترسی به خدمات آموزشی، درمانی، تفریحی، خرید، دیدار دوستان و اقوام و غیره می باشد.
اگر امروزه شهری با مشکلات عدیده ترافیکی مواجه است دلیل اصلی آن عدم تامین نیازهای ساکنین آن در محل سکونت آنها می‌باشد و احداث زیرساخت های جدید مانند تقاطعات غیرهمسطح صرفاً تسهیل کننده این سفرها می باشد و نقشی در کاهش یا مدیریت نهایی سفرها بر عهده ندارد از این رو شایسته است که بیش از این منابع محدود شهرها صرف انجام کارهای بی نتیجه در این حوزه نگردد و با ورود به موقع در زمان تدوین طرح‌های جامع شهر‌ها اقدامات مورد نیاز در راستای تامین نیازهای ساکنین در محل سکونت انجام گیرد که لازمه این امر افزایش تراکم جمعیتی در کنار اختلاط کاربری‌ها می باشد؛ ایده‌های نوین شهرسازی مانند شهر 15 دقیقه‌ای نمود عینی این تفکر در جهان امروز است که کلان شهرهایی مانند پاریس در فرانسه، پورتلند در امریکا، ملبورن در استرالیا، میلان در ایتالیا، بوگوتا در کلمبیا در حال پیاده سازی آن می باشند، شهر 15 دقیقه ای، شهری است که در آن شهروندان با 15 دقیقه پیاده روی و یا دوچرخه سواری بتوانند عملکردهای اصلی و نیازهای خود را برطرف کنند. و قالب 15 دقیقه قابل تطبیق با هر شهری بوده و می تواند متناسب با ابعاد و زیرساخت های شهر در قالب شهرهای 10 ، 20 و یا حتی 30 دقیقه نیز بیان گردد.
در یک رویکرد نظری متفاوت به موضوع شرایط ترافیکی شهرها ، این شرایط خروجی یک سیم پیچیده با متولیان و عوامل متعدد بوده، فلذا هیچ نهادی به تنهایی و بدون مشارکت شهروندان توان مقابله و مدیریت مشکلات مطرح در حوزه حمل ونقل وترافیک را – چه در کشورمان و چه کشورهای توسعه یافته- ندارد. با یقین می توان گفت که بخش قابل توجهی از مشکلات موجود در حوزه حمل و نقل، مسائل و مشکلاتی است که از سایر حوزه ها به حوزه مدیریت شهری منتقل شده است. برای مثال، سفرهای آموزشی ناشی از جانمایی مدارس غیرانتفاعی، سفرهای درمانی ناشی از استقرار نامناسب درمانگاهها، مطلب پزشکان و داروخانه ها و غیره نمونه هایی از این انتقال بین حوزه ای می باشند.
درنهایت آنچه امروز در موضوع ترافیک اولویت دارد، هوشمندی و آگاهی شهروندان نسبت به حقوق شهروندی خود و مطالبه و درخواست از مدیریت شهری به جهت اتخاذ رویکرد کلان صحیح نسبت به موضوع مدیریت ترافیک و همچنین هزینه کرد بودجه سنواتی در تمام حوزه‌های مورد نیاز شهر است. علاوه براین، شهروندان باید از اقدامات بعضا بی‌حاصل ترافیکی مانند احداث تقاطع های غیر‌همسطح جلوگیری کنند؛ چرا که این پروژه ها بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و در قیاس با سایر پروژه های مورد نیاز شهر از قبیل مدیریت پسماند و فضای سبز دارای توجیه فنی و مالی بسیار ضعیفی می باشند.
از این رو مدیران و مسئولان شهری باید قبول نمایند که امکان صرف هزینه‌های مالی بیش از این برای توسعه زیرساخت های حمل و نقلی وجود نداشته و می بایست به سمت روش های نوین مدیریت ترافیک حرکت نمایند و از سوی دیگر شهروندان نیز امروزه باید قبول نمایند که دوران دسترسی بدون محدودیت به معابر شهری به پایان رسیده است و شهروندان باید ترافیک را به عنوان بخشی از هزینه‌های دریافت خدمات بهتر در نقاط خاص شهر قبول نمایند و لذا نباید درخواست هزینه کرد بیش از اندازه از بودجه همه شهروندان جهت تسهیل اهداف شخصی خود را داشته باشند و به سمت تامین نیازهای خود از اماکن نزدیکتر و تا حد امکان بصورت تردد غیرموتوری حرکت نمایند.

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *