هادی کریمی راد/ منتقد سینما>> چند روز پیش بود که از من خواسته شد درباره ی هامونِ داریوش مهرجویی بنویسم .همان روز گفتم که نوشتن درباره ی سینمای داریوش مهرجویی توسط من بیهوده است و اصولا من و نوشته هایم قلیلی در برابر هنر داریوش مهرجویی عزیز ارزشی ندارد.
بهرحال تن به نوشتن درباره ی هامون دادم. معتقدم که هامون شاخص ترین اثر کارگردانش به شمار می آید و همچنان جزو بهترین آثار سینمایی ایران است که ارزش چندین بار دیدن را دارد.
مهرجویی در گفت وگویی با ماهنامه گزارش فیلم (شماره ۶۷) درباره فیلم هامون میگوید: من فیلم نامه هامون را درسالهای ۵۷-۵۶ یعنی درست پس از توقیف فیلم دایره مینا نوشتم. در آن زمان در حالتی روانپریش -البته از نوع حادش بودم – و یک جور مرحله گذار داشتم به احوالات جدیدتر. نوعی حالت شک و تردید و احساسِ بیثباتی که در این میان توقیف دایره مینا که به روند فعالیت من بسیار ضربه زد و دوسه سالی حتی مرا فلج کرد بسیار موثر بود.در این دوران بود که شروع کردم به نوعی گذشتن از آن حیطه نگاه وسیع اجتماعی، تاریخی، سیاسی و رسیدن به نوعی غور کردن شخصیتی در مسائل درونی و روانشناختی و مسائل خصوصی خودم. در همان احوالات بود که هامون را نوشتم.
یادم میآید که در آن زمان از یک طرف غرق در عرفانِ شرق و فلسفه اسلامی بودم و از طرف دیگر در آثار و نوشتههای یونگ و دانشمندانی که درباره پارا سایکولوژی صحبت میکردند. از طرف دیگر در آن دوران خواب هم زیاد میدیدم. بعد از مدتی عادت کردم خوابهایم را یادداشت کنم. آن صحنههای رویا در فیلم هامون بیشتر از این خوابها آمدهاند، که بعضی مثل همان رویای ابتدای فیلم از خوابهای خود من است.
با همین مقدمه می توانیم پی به شخصیت درونی حمید هامون با بازی درخشان مرحوم شکیبایی ببریم.هامون در جزیره ی سرگردانی خویش به دنبال چه بود؟مفهومِ عشق؟او به دنبال داریوش شایگان بود یا ابراهیم گلستان؟اما حمید هامون گاهی یک نویسندهای نو مید، آموزگار نیمه وقت زبان انگلیسی در دبیرستان؟ و کارگزار یک شرکت بزرگ وادرات وصادرات، است که زندگی اش در آستانه ی فروپاشی است، زیرا همسرش دیگر دوستش ندارد، از وی طلاق میخواهد و او در دادگاه به سهم و حق خود از این زنو و عشقی که ارزانی اش داشته اشاره می کند و فریاد می زند. مهرجویی مثل همیشه، درد آشناست و داوری نمیکند، اگرچه دید روشن دارد. بیخود نیست روانپزشک به زن یاد آوری میکند که این خاصیت همه مردای ایرونیه. یه عمر زور گفتن وزور شنفتن
هامون اما می تواند درباره تحلیل رفتن وفروریختن انسان باشد. قهرمانِ داستان با عذاب دادن خود و زیاده رویهایش در جامعهای دگرگون شوندهچنان درگیرِ احساسِ گناه و ناامیدی است که نمیتواند ببیند قلمبهپردازیهای از مد افتادهاش و رفتار توام با خود آزاریاش، چگونه همسرش مهشید(بیتا فرهی) را زیر فشار قرار داده است و به جای آنکه از هنر همسرش مغرور باشد، آن را تهدیدآمیز میبیند.تو گویی هامون در خواب خود خواسته ای گرفتار است که نمودِ عینی آن را در روایط روزمره اش می بینیم.
روایتِ غیرخطی و مدرن استفاده شده در هامون و نیز ارجاعات آن به سینمای فدریکو فلینی ( فیلم هشت و نیم) در کنار آثار رومن پولانسکی و نیز وام گیری از آثار و نوشته های داریوش شایگان در کنار تذکره الاولیای عطار و نیز احمدشاملو(که در فیلم اشاره ی مستقیم به آن ها شده است) در سناریوی این فیلم جذابیتی بی بدیل ایجاد کرده است که از دیدِ نگارنده یکی از دلایل ماندگاری آن بعد از عبور از این همه سال از ساخته شدنش می باشد .هامون همچنان که فلسفه ی شرق را تقدیر می کند از نهیب زدن به روشنفکران ایرانی و دیدگاه های ایشان نیز هراسی ندارد .تز دکترای حمید هامون درباره ی ایمان است و عشق.او گاهی عشق را معلول ایمان می داند و گاه ایمان را معلول عشق و همین موضوع است که شما را با شخصیت درونی حمید هامون آشنا می کند.گاهی ابراهیم وار در آتش عشق می سوزد و گاه اسماعیل وار برای ایمان تن به معشوق می دهد…