در عصر کنونی که فرهنگ بخش جداییناپذیر ساختار اجتماعی است، توجه به توسعه فرهنگی به صورت متوازن میتواند سرمنشا توسعه و پیشرفت در سایر عرصههای جامعه از قبیل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی باشد. به عبارت دیگر فرهنگ به عنوان میانافزار، نقش ارتباطی با جامعه و ساختار های حاکمیتی را دارد.
امروز توجه متوازن و یکسان به ظرفیتهای فرهنگی شهرستانها و تمزکززدایی برنامههای فرهنگی و گسترش توجهات و حمایتها به شهرستانها برپایه زیست بوم فرهنگی واجتماعی شهرستانها همان موتور محرک بخش فرهنگی جامعه است که میتواند بقیه بخشها و ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی را در خود جای دهد.
هر یک از شهرستانهای استان آذربایجانغربی دارای ظرفیتهای بسیاری در زمینههای فرهنگی و اجتماعی است که نگاه درست و صحیح به آنها همراه با توزیع عادلانه خدمات و حمایتها باعث شکوفایی بخشهای فرهنگی و تولید اندیشه و تفکر بکر در ساختارهای فرهنگی واجتماعی جامعه می شود.
شهرستان های محرومی که به لحاظ امکانات زیرساختی ممکن است محروم باشند ولی به لحاظ داشتن ظرفیتهای انسانی و اجتماعی و فرهنگی در جای خود بسیار غنی هستند. شهرستان تکاب با هنرمندان خوشنویس، شهرستان خوی و چایپاره با شاعران توانمندش، شهرستان میاندوآب با هنرمندان عاشیق موسیقی فولکلورش، شهرستان سردشت با جشنواره موسیقی بیت و حیرانش و شهرستان نقده با پیشینه رقصهای بومی و محلی و دیگر شهرستانهای این استان زیبا در دل خود گنجینههای جاودان فرهنگی را دارند.
آنچه که نگارنده این سطور بر آن باور دارد و نشانههایی از پیادهسازی این روند را در ذهن و عمل مسئولین فرهنگی استان میبیند این است که همه مسئولین استان بتوانند این ظرفیتها را شناسایی و با نگاه حمایتی درست و برنامهمحور آنها را به مرحله ثمر و نتیجه برسانند و این ماموریت میتواند نمونه موفقی از نگاه توسعهمحور متوازنی باشد که امروز آذربایجانغربی به آن نیاز دارد.
امیدواریم موفقیت در حوزه پیچیده فرهنگی و هنری بتواند الگوی موفق برای سایر بخشهای تصمیمگیری باشد تا شاهد توسعه متوازن و پیشرفت ساختارمحور استان آذربایجانغربی در بخشهای اقتصادی، اجتماعی وسیاسی بر پایه توانمندیها وظرفیتها و زیست بوم هر یک از شهرستانها باشد چرا که پیشرفت تک تک شهرستانهای استان به منزله پیشرفت استان و جلوگیری از هدر رفت سرمایهها و کاهش مهاجرت به مرکز استان و یا به سوی دیگر استانها باشد.
نیروی انسانی و نخبه برای هر جامعه ای به مثابه الماس و طلا، دارایی ارزشمندی برای آن جامعه است.