پیج اینیستاگرامی شورای شهر ارومیه از قرار معلوم روزهای بی سروصدایی را طی می کند. عمده اخبار مربوط به دیدارهای مردمی اعضای شورای شهر است. از زوایای مختلف در اتاق های تاریک نحوه نشستن مراجعین به شورای شهر را به ثبت رسانده و منتشر می کنند. به نظر می رسد این لایه نخست از حال و هوای شورای شهر است.
اما این همه ماجرا نیست. در لایه های زیرین گویا خبرهایی است. از وقتی چهار عضو تعلیقی به شورای شهر برگشتند، دو طیف بسیار خوشحال و سرمست بوده و بشدت در فضای مجازی درحال جریانسازی برای تغییر شهردار هستند، اما چرا؟ علت به طور قطع، فنی و اجرایی نیست.
طیف حامیان شهردار اسبق که دلخوشی از فضای آرام شهری و روند ملایم مدیریت شهری ندارند، بیم آن دارند که عملکرد شهردار فعلی، کارکرد توام با فساد شهردار اسبق را به فراموشی بسپارد. از طرفی هم افرادی که دیگر در ریخت و پاش های مالی، فروش تراکم و بذل و بخشش های شهرداری جایی ندارند هر روز سری به شورای شهر میزنند، از ترافیک گله می کنند، از رکود در ساخت و ساز و… تا اعضای شورای شهر را برای استیضاح شهردار مجاب کنند. اما اینکه خواست و نظر مردم چیست، مهم نیست؟ اینکه شهردار پس از دو سال کش مکش با فساد لانه کرده در بدنه شهرداری، چم و خم کار را یاد گرفته این نیز اصلا مهم نیست. اینکه پس از دو سال آنهم وقتی شهردار به کارها مسلط شده، شهردار تغییر کند این هم اصلا برایشان مهم نیست. مبرهن است که هدف سیاسی است. انتخابات نزدیک است و این افراد خود را وامدار گروه ها و دوستان خود می دانند و ظرفیت شهرداری یک کارت طلایی برای روز انتخابات است.
اینکه ارومیه با وجود اینکه باب میل مردمانش روند توسعه را طی نمی کند، روشن است. اما آیا جابجایی شهردار چقدر می تواند به این موضوع کمک کند؟!
برخی مدیران سابق و فعلی به شکل های مختلف توسط رسانههای تحت سلطه، خود را شهردار آینده معرفی می کنند. اما دریغ از یک برگ توانمندی در بحث مدیریت شهری! اصلا سنجش توانمندی در فضای مسمومی که شکل دادهاند میشود گزینه آخر.
آنچه مهم است اینکه هرکسی خود را فرشته نجات آن چهار نفر معرفی میکند و به ظن خودشان آنها را نمکگیر کردهاند و حالا وقت جبران است. چه جبرانی از این بهتر که شهردار شوند.
ارزیابی هزینههای تغییر برای مردم این شهر هیچ وقت در دستور کار نیست. دوستان دوباره فیلشان یاد هندوستان کرده و تصور دارند چون به فرا رسیدن بهار نزدیک میشویم لذا موسوم تغییر است. در حالی که شهر دیگر توان از نو شروع کردن را ندارد. اینکه شخص دیگری حتی از خود اعضای شورای شهر بیاید و ردای شهرداری بر تن کند و برود به میدان خدمت، بیشتر به یک فیلم هندی شباهت دارد.چون اگر کسی از اوضاع مالی شهرداری خبر نداشته باشد، شورای شهر خوب می داند که خزانه تار عنکبوت بسته است. لذا بجای تدبیر کردن در افزایش درآمدهای شهرداری و کمک به تسهیل روند خدمت رسانی، ترجیح می دهند صورت مسئله را پاک کنند تا بیش از این شرمنده نماینده مجلس و دوست و پیمانکار و رفیق گرمابه و گلستان نباشند.
ارومیه برای ایجاد تغییرات محسوس توسعه و جهش در بحث عمران و زیرساخت، چیزی فراتر از پروژه های آغشته به فساد در دوره های قبل، به اتحادی فراگیر از شورا و شهرداری نیاز دارد. لذا تغییر شهردار در این بازه زمانی جز خسارت چیز دیگری عاید مردم نمیکند. شاید برای دوستان شورا خبر خوشی باشد اما برای مردم یعنی روز از نو روزی از نو.
اگر شهردار تخلف کرده برخورد کنید. تذکر بدهید. اگر تخلفات تکرار شد و تذکرات کارساز نبود آن وقت در جابجایی شهردار درنگ نکنید در غیر اینصورت شادمانی دوستانتان را به سرنوشت قاطبه مردم گره نزنید. همراه مدیریت شهری باشید تا بشود گرههای کور ترافیک و عمران را باز کرد.