حامد عطایی – روزنامه نگار>> انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم یک رویداد در شرایط اضطرار بود. بر خلاف روال و عرف دیگر رویدادهای هم سطح، ساز و کار، بستر، زمان و شرایط، به شکل ایدهآل برای اجرای آن فراهم نبود.
انتخاباتی که همچون دیگر آزمونهای سخت نظام، با کمترین حاشیه و به شکلی مطلوب جمع شد، اما آن شرایط اضطرار، امکان و فرصت تبیینی و معرفتی لازم را از جامعه گرفت و نتیجهای که حاصل شد، متاثر از نه فضای شناختی که ناشی از بکگراند ذهنی جامعه هدف رسوب کرده در ناخودآگاهها، ماتریکسهای موقت و نهایتا ترکیبی متعادل از شور و شعور سیاسی بود که البته به حکم دمکراسی، نتیجهای مقبول و لازم الاحترامی است.
کسی منکر این امر نمیتواند باشد که رییس جمهور منتخب، اولین مقام ارشد اجرایی جمهوری اسلامی برخاسته از جامعه اقوام ایرانی است.
مسعود پزشکیان، بیش از آنکه یک سیاستورز کلاسیک به شمار آید، نماینده نه تنها جامعه ترکزبانان، که همه اقوام ساکن در فلات ایران است که تا کنون نمایندهای در این سطح حاکمیتی نداشته اند.
طبیعی است که نگاه و انتظار اقوام اصیل ایرانی به او، مطالبهای ورای حق مساوی شهروندی، که به لحاظ حق مورد غفلت قرار گرفتهی قاطبه اقوام در طول تاریخ، این انتخاب را نقطهی پایانی بر سیاستهای تمرکزگرایانه و احتمالا تبعیض آلود گذشته در واسپاری پستهای ارشد حاکمیتی به نخبگان مدیریتی اقوام میدانند.
بالطبع دادن حق مساوی به اقوام برای عرض اندام در ساختار حکمرانی، عقب افتادگیهای مناطق تحت سکونت این ایرانیان اصیل را که عمدتا مناطق مرزی، سوق الجیشی و ذخیرهگاههای ثروتهای خدادادی است را نیز مرتفع خواهد کرد.
محدودیت آب، ضرورت مدیریت منابع آن، احترام به حقآبهها و تدبیر صحیح برای برقراری نظامی عادلانه در بهرهبرداری از این منابع ضرورت تعریف نقش و جایگاه یک مدیر ارشد در تراز ملی را به عنوان نماینده جمعیت عظیمی از اقوام ایرانی که متوجه حساسیتهای اقلیمی و نقش آن در امنیت پایدار و تقویت زیرساختهای توسعه بیش از پیش نمایان میسازد.
رقابت استانهای برخوردار از این منابع با مناطق کم برخوردار در رایزنیهای نخبگان سیاسی ارشد هر منطقه کاملا هویداست و کمتر پیش آمده که پستهای کلیدی حوزه نفت، گاز، انرژی، کشاورزی، صنعت، بازرگانی، نیرو و گمرکات به نخبگان مدیریتی مناطق دارای ظرفیتهای بالقوه این حوزهها، حتی در سطح معاونتها و مدیریتهای ستادی وزارتخانه ها برسد.
اتابک جعفری، از مدیران جوان در عین حال کارکشتهی وزارت نیرو که سیر صعودی مدیریت پروژههای مدیریت و انتقال منابع آبی تا معاونت وزارتخانه را با شیبی ملایم طی نموده، در استانهایی حساس و بحرانی مدیریت کرده و با تجربهاندوزی و لمس واقعی مسایل مبتلابه وزارتخانه متبوع، گزینهای ایدهال چه به لحاظ دانش مدیریتی، شناخت دقیق تشکیلاتی، توان اجرایی و قدرت چانهزنی در سطح کلان حاکمیتی است.
ضروری است یکبار هم که شده، در کنار رقابتی که در تصدیگری پستهای مدیریتی استانی شکل گرفته، لابیگزاران سر ایدهآل ترین گزینه بومی استان آذربایجانغربی و همشهری رییس جمهور منتخب برای ایجاد فرصتی غیرقابل تکرار و استثنایی در وزارت نیرو، به همافزایی و اتحاد تاریخی برسند. این فرصت شاید دیگر هیچگاه برای استان تکرار نشود.