اجتماعی 23 مهر 1403 - 11 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

نقش مولفه‌های قدرت منطقه‌ای بر تعیین سرنوشت مدیریت سیاسی آذربایجان غربی

تب و تاب چند ده نفر فعال سیاسی و اجتماعی آذربایجان غربی که حدود یک دهه است ارتعاشات خود را در فضای مجازی هم پی می‌گیرند، در قضیه آینده مدیریت سیاسی استان تازه نیست و قدمتی به درازای طول انقلاب دارد. هر تحول در این استان، تحلیل‌ها را روی تغییر و تعیین استاندار معطوف می‌دارد. این امر، پدیده نیست و پروسه‌وار است. یعنی از سطح سیاست‌ورزان(خودنخبه‌پنداران سیاسی) شروع شده و نهایتا در لایه‌های میانی آن قشر، فرو می‌کاهد.
اختصاص به موسم یا کیفیت تحولات هم ندارد. جز رویدادهای انتخاباتی، چون ریاست جمهوری، مجلس شورا و مجلس خبرگان، گاه در برهه‌ای، چون احتمال یا قطعیت جابجایی ائمه جمعه و جماعات نیز شاخک‌های این سیاست‌ورزان به حرکت در می‌آید. اصل داستان چیست و چرا تغییر استاندار آذربایجان غربی این‌همه حساس است و این حساسیت‌ها تاکنون چه تاثیری در روند توسعه، ارتقای شاخص‌ها یا منشاء تحولات آن داشته است؟ اساسا در وهله پیش‌تر از طرح این مساله، مساله‌ی مهمتری باید حل شود؛ اینکه آذربایجان غربی نیاز به تغییر استاندار دارد یا خیر. ابتلائات و معادلات استان جنبه‌ی محلی دارند یا ملی، و اینکه استاندار بعدی که با هدف گره‌گشایی از مسایل امروز قرار است جایگزین شود، توان مدیریت استانی یا بستن پل روی مشکلات محلی و ظرفیت‌های ملی را دارد که بتواند جهشی در حالت رکود فعلی ایجاد کند؟ اگر غیر از این است و تجربیات قبلی نیز صحه بر انتخاب‌های غلط و احساسی دارد، چه نیازی به ایجاد تغییر؟

از دلایل دیگر ایجاد حساسیت بر تعیین تکلیف مدیریت سیاسی آینده استان شاید باری باشد که ستاد مرکزی انتخاباتی رییس جمهور پیروز بر دوش خود حس می‌کند. ستادی با بدنه غالبا اصلاح‌طلب که سالهاست، به دلیل بافت اجتماعی حاکم، تضییقات قانونی و عدم کادرسازی مناسب، دست‌شان از مسئولیت‌های انتخابی کوتاه است، خود را مقابل و بدهکار مطالبات انباشته همفکران خود می‌دانند و ریاست جمهوری مسعود پزشکیان را اولین و شاید آخرین فرصت قدرتنمایی این جناح بعد از قریب دو دهه از پایان دولت اصلاحات.
برخلاف دولت‌های یازدهم و دوازدهم، که به لحاظ سنتی، اصلاح‌طلبان خود را نه صاحب و سهامدار، که همراه دولت می‌دانستند، این‌بار خود را مالک طلق دولت می‌دانند و در کوچکترین تصمیمی ذی‌دخل.
همین رویکرو، تعیین استاندار آذربایجان غربی را پیچیده‌تر از دیگر دیگر استانهای دیگر ساخته تا جایی که بنابر اقوال غیررسمی، رییس جمهور تصمیم دارد راسا برای این استان تصمیم بگیرد و این تصمیم، تا لحظه نگارش این سطور همچون هندوانه چاقو نخورده است!
فضای پیچیده و خاص آذربایجان غربی به گونه‌ای است که از باقی ماندن استاندار فعلی و منصوب دولت سیزدهم، مردی با صبغه‌ی اصلاح‌طلبی، تا نصب مهره‌ای غیرمتجانس با جریان فکری حاکم و همه گزینه‌های داخل در این طیف، شانس نشستن بر صندلی استانداری دارند. مولفه‌های تعیین استاندار، برخلاف آن‌چه که عوام می‌پندارند، متکی صِرف به نظر دولت نیست. استانی قرار گرفته بر سه‌کنج مرزی کشور و با ویژگیهای خاص اقلیمی، امنیتی، قومی و ژئواستراتژیک، باید مخرج مشترک نهادهای تاثیرگذار قدرت باشد. نهادهایی که گاه وسعت، عمق اختیار و عمل‌شان سرتر و فراتر از دولت است. از این روست که گمانه‌زنی‌های این‌روزهای افراد و جریان‌های سیاسی، محدود به شعاع همان دایره‌ای است که به آن متعلق اند یا نسبت بدان اطلاع کافی دارند. هیچ تحلیلی بدون این جامعیت، و بدون لحاظ تمام مولفه‌های پیش گفته، مقرون به واقعیت نخواهد بود؛ حتی شخص پزشکیان نیز این را خوب می‌داند و آن تصمیمی که قرار است راسا بگیرد، خارج از این قاعده نخواهد بود. صرف‌نظر از تمام اسم‌ها و جریان‌ها و گرایش‌ها، امید است دست‌کم برای چهار سال، استان آذربایجان غربی از مدیری بهره ببرد، که در آرامش و به دور از حاشیه، با تدبیر، تعامل و توان بالا، معجزه که نه، قدری نمودارهای یاس‌آور و نکبت‌بار فعلی را تکانی بدهد.

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *