پس از مشورت و شور در شورای تحریریه آوای آزاد تصمیـــم گرفتیم مصاحبه صفحه ورزشی را با داور اورمیه ای لیگ برتری فوتبال ایران ببندیم. داوری که به تازگی وارد 44سالگی اش شده و از قضا دستی هم بر آتش رسانه دارد و مجری شبکه استانی صداوسیماست و نزدیک ده سال است در لیگ برتر فوتبال ایران سوت می زند. سعاد وفاپیشه این شماره، مهمان تحریریه نشریه آوای آزاد است تا با او درباره مسائل فوتبالی گپ و گفت دوستانه ای بزنیم.
مرتض حیدری/ روزنامه نگار>>
پس از مشورت و شور در شورای تحریریه آوای آزاد تصمیـــــــــــــــــــم گرفتیم مصاحبه صفحه ورزشی را با داور اورمیه ای لیگ برتری فوتبال ایران ببندیم. داوری که به تازگی وارد 44سالگی اش شده و از قضا دستی هم بر آتش رسانه دارد و مجری شبکه استانی صداوسیماست و نزدیک ده سال است در لیگ برتر فوتبال ایران سوت می زند. سعاد وفاپیشه این شماره، مهمان تحریریه نشریه آوای آزاد است تا با او درباره مسائل فوتبالی گپ و گفت دوستانه ای بزنیم. او هرچند دیر در لیگ برتر فوتبال ایران سوت زد اما در 24 سالگی اش و در عنفوان جوانی، کنار کاپیتان ها و اساطیر فوتسال ایران ایستاده و در لیگ برتر فوتسال قضاوت کرده است. خودش می گوید اگر در فوتسال می ماند هم اکنون جزو داوران تاریخ ساز فوتسال ایران بود و چه بسا سابقه حضور در جام جهانی فوتسال را در کارنامه داشت اما تقدیر به نوعی رقم خورده که سر از فوتبال و داخل مستطیل سبز دربیاورد. آنچه در زیر می آید گفت و گوی صمیمانه ما با ارشدترین نماینده فوتبال استان در سطح عالی فوتبال ایران است.
دستکش را دادم، سوت گرفتم!
متولد 1360 در محله عسگرخان ارومیه هستم و فارغ التحصیل کارشناسی تربیت بدنی از دانشگاه آزاد. هم اکنون هم در حال دفاع از پایان نامه ارشد تربیت بدنی هستم. قبلا دروازه بان فوتبال بودم اما چون شهر ارومیه فوتبالی نبود و هیچ تیمی در لیگ های کشوری نداشت برای اینکه بتوانم در لیگ های برتر کشور حضور داشته باشم به سمت داوری رفتم. به نوعی لباس دروازه بانی و دستکش هایم را درآوردم و لباس سیاه داوری را پوشیدم و سوت دستم گرفتم. سال 84 و وقتی 24سال داشتم برای طرح بزرگ پروجکت فیوچر آسیا که داوران جوان هرکشور را شناسایی و برای آینده کنفدراسیون فوتبال آسیا آماده می کردند انتخاب شدم. 4بار هم در کورس های داوری فیفا در سال های 2012، 2016، 2017 و 2021 شرکت کردم و 23 بار بعنوان داور وسط در لیگ حضور پیدا کرده ام. این 23بازی جدا از بازی هایی است که در لیگ های آزادگان قضاوت کرده ام.
جام جهانی را با لیگ برتر فوتبال ایران تاخت زدم
من عاشق فوتبال و دروازه بانی بودم و حتی تا تهران برای تست تیم های بزرگ هم رفتم اما قبول نشدم و دست از پا درازتر به ارومیه برگشتم و چون سن من هم بالا می رفت تصمیم گرفتم داوری را دنبال کنم. اولین دو راهی زندگی ام همین جا بود! انتخاب بین داوری و دروازه بانی! بنابراین با 21 سال سن وارد کلاس های داوری شدم و تنها سه سال بعد توانستم با کمک خدا و خانواده ام و پشتکاری که داشتم اولین قضاوتم را در لیگ برتر فوتسال ایران انجام دهم. اما جالب اینجاست باز این جا در دوراهی دیگری گیر کردم. از آنجایی که فوتسال من را ارضا نمی کرد و با وجود اینکه اولین داور استان بودم که وارد لیگ برتر فوتسال شده بودم و تا بین المللی شدن راه چندانی نداشتم اما چشمم دنبال چمن فوتبال بود و کفپوش پلاستیکی سالن اذیتم می کرد. بنابراین دوباره تغییر مسیر دادم و وارد قضاوت فوتبال شدم. مراحل موفقیتم اینجا با سرعت کمتری طی شد و نزدیک ده سال طول کشید تا نخستین قضاوتم را در عالی ترین سطح فوتبال ایران در لیگ برتر انجام دهم و سال 95 اولین ابلاغ داوری ام را در لیگ برتر گرفتم درحالیکه اگر فوتسال می ماندم داور الیت و بین المللی شده بودم و احتمالا یکی از نمایندگان داوری ایران در جام جهانی فوتسال بودم. به قولی من «سوت جام جهانی را با لیگ برتر فوتبال ایران تاخت زدم.»
حق الزحمه داوران فوتبال از جوک هم خنده دارتر است
در داوری هیچ الگویی نداشتم و همیشه سعی کردم از هر داور یک نکته فنی بیاموزم اما اقتدار، مدیریت و روانشناسی کولینای ایتالیایی را همیشه تحسین کرده ام و در بسیاری از موارد راهگشای داوری من بوده است و در ایران نیز همیشه متانت، ادب و جدیت محسن ترکی را دوست داشتم. وقتی صحبت از حرفه ای گری در فوتبال می شود باید در عمل هم نشان داد. در فوتبال طرفدار هیچ تیم و رنگی نیستم و از انحصار خوشم نمی آید و طرفدار رنگ عدالت هستم. دستمزد داور وسط فوتبال 5 میلیون تومان است و کمک داور و داور VAR سه و نیم میلیون تومان می گیرد که رقم چندان جالبی نیست و خنده دار و در حد جوک است. اگر یک داور وسط، در تمامی هفته های لیگ برتر فوتبال ایران در یک فصل فوتبالی قضاوت کند و 6 – 7 بازی جام حذفی را هم در نظر بگیریم دستمزد این داور باز هم به 200 میلیون تومان نمی رسد و رقم خنده داری است. این درحالی است که قرارداد یک بازیکن درجه سوم در فوتبال ایران بالای چند میلیارد تومان است اما پرکارترین داور فوتبال باید یک بیستم این بازیکن حق الزحمه بگیرد که قسمتی از آن هم صرف پرداخت مالیات می شود.
عدالت در پرداخت وقتی نباشد نتیجه نیز جالب نخواهد بود.
VAR ایران همان VAR فیفاست!
VAR در دنیا شرایط خاص خودش را دارد و فدراسیونهایی که زیر نظر فیفا هستند نمیتوانند خارج از پروتکل این سیستم اقدام بکنند. در حالت کلی، فیفا برای کشورهایی که مجوز استفاده ازVAR در فوتبالشان را کسب کردند نظارت دقیق و خاصی دارد و به همین منظور سیستم VAR که در ایران مورد استفاده قرار میگیرد دقیقا سیستمی است که فیفا تایید کرده است. منتها تنها تفاوت این سیستم با سیستمهایی که در فوتبالهای روز دنیا ملاحظه میکنیم تخصص، امکانات، دوربینها و فیلمبردارهای حرفهای است که در کشور، ما به دلایل مختلفی نداریم. اگر بخواهم مثال بزنم مثلا دوربینهایی که در شهرهای مختلف در اختیار صدا و سیماست از مدلهای قدیمی و یا بعضا باکیفیت اما محدود هستند و نکته مهم اینکه تصویربردارها دقیقا نمیدانند به چه شکلی باید یک مسابقه فوتبال را پوشش بدهند. مثلا ما در دوربین خط آفساید نیاز به یک زاویه باز داریم ولی برخی از تصویربردارها متاسفانه تصویر را زوم میکنند و ما در اصل زننده ضربه و شخصی که در آفساید هست را در یک تصویر نداریم و این باعث می شود که در تصمیم گیری اتاق VAR دچار مشکل شویم و بیننده و هوادار، همه را از چشم سیستم VAR و تیم داور ویدیویی می بینند.
می گویند آقای رکورد داوری هستم!
بعضا رکوردهایی در فوتبال ایران زده ام که خودم هم تعجب می کنم. نمونه اش هم هفته پیش بود که در 24ساعت دو دیدار فوتبال را در لیگ برتر قضاوت کردم. دیدار اول را در اراک بین تیم های آلومینیوم این شهر و گل گهر سیرجان بعنوان داور اول سوت زدم و بلافاصله پس از سوت پایان از ورزشگاه به فرودگاه اراک رفتم تا به شهر تبریز پرواز کنم تا 22 ساعت بعد بعنوان داور ویدیویی در دیدار تراکتور تبریز و چادرملو حضور داشته باشم چون من جزو 16 داور ایران هستم که به همراه داوران سرشناسی همچون موعود بنیادی فر، وحید کاظمی، بیژن حیدری و سایر عزیزان لایسنس VAR را داریم. علاوه بر این سال 99 و در دیدار بین تیم های سپاهان اصفهان و ماشین سازی تبریز پنج ضربه پنالتی به نفع هر دو تیم گرفتم که هر پنج پنالتی هم توسط کارشناسان داوری تایید شد و نمره بالایی در آن بازی گرفتم. حتی روز بعد سایت ورزش سه مطلبی از من منتشر و از مهدی طارمی بعنوان استاد من در پنالتی گرفتن یاد کرد.
با موتور گازی بدنبال بنز افتاده ایم
به جد معتقدم در اتوبان فوتبال دنیا، ما با موتور گازی حرکت می کنیم و سایر کشورها با ماشین آخرین مدل بسوی مقصد پیشرفت می تازند. همین وضعیت در فوتبال استان ما هم حاکم است. خیلی ها معتقدند پول حرف اول را در موفقیت های ورزشی می زند اما من می گویم خیر. پول شاید بخشی از این مسیر باشد اما همه اش نیست. تا زمانی که ایده ها و افکار نو و بدیع وارد چرخه مدیریتی فوتبال نشود و ما خودمان را محصور در افکار پوسیده و منسوخ شده قدیمی بکنیم وضعیت همین است. حساب بکنید وضعیت تنها استادیوم ملی فوتبال ایران «آزادی» هم اکنون چگونه است؟ ویران! کدامیک از تیم های مطرح کشور ما نظیر تراکتور، پرسپولیس، استقلال و سپاهان استادیوم اختصاصی و آبرومند دارند؟ هیچکدام! بدون تعارف ما چندین دهه از فوتبال روز دنیا عقبیم و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس هم اکنون درحال پشت سر گذاشتن ما هستند اما ما هنوز در باد موفقیت های چندین دهه قبل فوتبال مان خوابیده ایم. با این وضعیت نمی توان روزهای خوبی برای فوتبال مان متصور بود.