دو هفته نامه «آوای آزاد» 05 اسفند 1403 - 6 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0
به بهانه 21 فوریه روز جهانی زبان مادری

«ذهن خصوصی» و «زبان مادری» ما

آتیلا حاجی زاده / نویسنده و شاعر>>

«ذهن خصوصی» به پلاتفرمی از پدیده‌ یا عناصر مطلوب جامعه گفته می‌شود که در سیستم حاکم جایگاهی ندارند، هرچند که در سطح و عمق جامعه گسترده هستند اما به دلایلی گنگ در سیستم آموزشی گنجانده نمی‌شوند تا درک درست‌تر و بهتری از آن همه‌گیر شود از این‌رو تنها در ذهن‌ها، خانواده‌ها، هنر و ادبیات مستقل و… رشد می‌کنند.
اصل ۱۵-قانون اساسی می‌گوید: «زبان‏ و خط رسمی‏ و مشترک‏ مردم‏ ایران‏ فارسی‏ است‏. اسناد و مکاتبات‏ و متون‏ رسمی‏ و کتب‏ درسی‏ باید با این‏ زبان‏ و خط باشد ولی‏ استفاده‏ از زبانهای‏ محلی‏ و قومی‏ در مطبوعات‏ و رسانه‏ های‏ گروهی‏ و تدریس‏ ادبیات‏ آنها در مدارس‏، در کنار زبان‏ فارسی‏ آزاد است‏.» این بعنوان حداقلی‌ترین حقوق ملت‌های غیرفارس‌ ایران، پس از چهل و چندسال از انقلاب اسلامی و تدوین قانون اساسی هنوز به اجرا نرسیده است و حتی سخن گفتن و مطالبه اجرای آن نیز با جمله برخوردهایی مواجه می‌شود.


اصل ۱۵-قانون اساسی در خودی خود اصلی پوششی است چرا که در صدد القای برتری زبانی و فرهنگی یک اتنیک محدود و تثبیت سروری آن بر سایر ملت‌های جغرافیای سیاسی است اینچنین نه تنها این اصل بلکه تحصیل زبان مادری و حتی تحصیل به زبان مادری نیز تضمینی بر عدالت و برابری فرهنگی و زبانی در جغرافیای سیاسی ایران نیست چرا که در نبود میدانی برابر جهت رشد، توسعه و برخورداری از بودجه فرهنگی عادلانه، مدنیت‌های غیرفارس ایزوله گشته و رو به زوال حرکت خواهند نمود.
«آموزش و پرورش» در بسط یا تغییر ارزش‌ها و حتی ارزش‌سازی نقش بسزایی را داراست، در جوامعی که تمام منزلت شهروند وابسته به تحصیل طوطی‌وار و القابی مانند دکتر، مهندس، وکیل و… است حتی در اوج انتقاد و شرایط نامطلوب نیر شهروند مجبور است خود یا فرزندش را در آن شرایط نامطلوب روانه مراکز تحصیل نماید تا از منزلت اجتماعی، آینده، شغل، کسب علم و… بازنماند، بگونه‌ای که خود ماهم که طالب تحصیل زبان مادری یا حتی تحصیل به زبان مادری بوده‌ایم سالها در مدارسی با زبان فارسی تحصیل نموده‌ایم‌.
بعنوان مثال دستگاه فکری مذکور روزی با ایجاد «صندوق جریمه تکلم به زبان تورکی» به میان آمده بود در همین عصر هم با قرار دادن «طرح بسندگی زبان فارسی» در کنار محک هوش، رشد، شنوایی،بینایی و… در تست سلامت آموزش پرورش، در صدد است تا دایره ذهن خصوصی ما را که در سطح یک اجتماع زیستی گسترده است را نیز کوچک‌تر کند.
«رشد منفی» مترادف «مدنیت غیر لازم» است تا بدین ترتیب غیرفارس ها قربانی مدنیت حاکم و چند بعدی سازی شده گشته و در آن حل گردند و پروسه ملت شوندگی غیرفارس‌‌ها سد شده و اینچنین با تثبیت سروری مدنیت فارس «ایران فارسی» جایگزین «ایران کثیر الملله» گردد.
عدم وجود «پلورالیسم فرهنگی و زبانی» در ایران مسئله‌ای مانند عدم شکل‌گیری «زبان های تخصصی» در بین «مدنیت‌ های غیر فارس» را به همراه داشته است که همین برای هژمونی حاکم بُردی دو سویه محسوب می‌شود که اینچنین هم به هدف تضعیف مدنیت‌ های غیر فارس نایل آید و هم با ایجاد بستری جهت شکل‌گیری «زبان های تخصصی» در ساحه‌های مختلف کاربر های زبان فارسی در شاخه‌های مختلف را گسترش دهند.
شیوه غیرلازم کردن «زبان مادری» بعنوان اصلی‌ترین عنصر مدنیت‌ساز، سیاست همان هژمونی «نئو فاشیست های باستانگرا» است که امروزه با نفوذ در شعبه‌های وزارت ارشاد، آموزش و پرورش، حوزه هنری و بسیاری از نهاد های فرهنگی-اجتماعی به دستور کار «دستگاه مدیریتی» کشور تبدیل گشته است تا در نبود رسانه سراسری غیر فارس، مجامع سراسری ادبیات، سینما، تئاتر، عدم به کار گرفتن زبان‌های غیر فارس در بستر های آکادمیک و… مدنیت‌های غیر فارس را حالت «غیر لازم» درآورد و اینچنین با تک بعدی سازی این مدنیت‌ها از تربیت نسل های مدنی، فرهنگی، علمی و در کل تخصصی جلوگیری نماید.
جامعه‌ای مثل ما که از کسب تحصیلات به زبان مادری‌مان محروم هستیم؛ لاجرم حتی گاها ناخواسته زبان مادری‌مان را به «ذهن خصوصی» خود انتقال می‌دهیم، اینچنین که پدر و مادرمان با ما به‌آن زبان با ما سخن می‌گویند، ما هم با فرزندانمان و ارتباط‌مان با جامعه زیستی خود را بوسیله آن برقرار می‌کنیم.

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *