زهرا بخشی / خبرنگار>>
در دل کوهستانهای سرسبز و دشتهای بیکران آذربایجان غربی، جایی که طبیعت به سرسبزی و طراوت خود میبالد و مردمانش با آداب و رسوم کهن زندگی میکنند، یکی از شگفتانگیزترین و خاصترین آیینهای نوروزی به اجرا درمیآید. آیینی که نه تنها نشانگر همبستگی و پیوند اجتماعی مردم این دیار است، بلکه نماد ارتباط عمیق انسان با طبیعت و جهان اطرافش به شمار میرود. “تکمچیها”، همان پیامآوران نوروزی که با دستان خود نمادهایی از طبیعت و زندگی را به تصویر میکشند، به خانهها میروند و نوید تولد دوباره زمین و فرا رسیدن بهار را میدهند.
هر ساله، در ایام پایانی سال، در حالی که زمستان به روزهای پایانی خود نزدیک میشود، این هنرمندان محلی با چهرههایی پوشیده و دستهای پر از ابزارهای نمادین، در پیغام آورانی بزرگ به میان روستاها میروند. آنها با سازهای محلی و اشعار دلنشین و با استفاده از تکم، که عروسکهایی از چوب و پوست بز هستند، بهعنوان نمادهای گذار از فصل سرد به فصل گرم، روحی تازه به مردم این منطقه میبخشند. این آیین که همواره در آذربایجان غربی با شور و اشتیاق خاصی برگزار میشود، در عین کهن بودن، همچنان با دستان هنرمندان و علاقهمندان به فرهنگ این دیار، زنده نگهداشته شدهاست.
در این گزارش، به سراغ دو نفر از شخصیتهای مهم و تاثیرگذار در حفظ و اشاعه این آیین فرهنگی رفتهایم. حسن سپهریفر، کارشناس مردمشناسی و مدیر اداره میراث فرهنگی و گردشگری آذربایجان غربی، و سجاد تارقلی، هنرمند محلی نقده که بیش از ۱۵ سال است در این مراسم بهعنوان تکمچی فعالیت میکند. در این مصاحبهها، از ریشهها، اهمیت و چالشهای این آیین آذربایجانی سخن گفتهایم.
آقای سپهریفر، برای شروع، میتوانید برای ما بیشتر دربارهی آیین “تکمچیها” توضیح دهید و اهمیت آن در فرهنگ مردم آذربایجان غربی را برایمان روشن کنید؟
آیین «تکمچیها» یکی از خاصترین و جذابترین سنتهای نوروزی در آذربایجان غربی است که ریشه در باورهای مردم این سرزمین دارد. «تکمچیها»،که اغلب از میان اقشار پایین جامعه مانند چوپانها انتخاب میشدند، در آخرین روزهای سال و پیش از شروع بهار به خانهها میرفتند و با به همراه داشتن عروسکهایی به نام “تکم”، نوید آمدن نوروز را میدادند. این عروسکها معمولاً از چوب ساخته شده و با پوست بز و شاخهای بز تزئین میشوند. اما این فقط یک نماد نیست؛ «تکمچیها» با خواندن اشعار خاصی که به طور ویژه به طبیعت، جانوران و اتفاقات اجتماعی مربوط میشد، مردم را به استقبال از بهار و روزهای شاد و پربرکت فرا میخواندند.
“تکم” به معنای گلهگردان است و این عروسک نماد هدایت گلهها است. در گذشته، چوپانها با این عروسکها به روستاها میآمدند تا نه تنها نوید زایش دوباره طبیعت و آغاز بهار را بدهند، بلکه با جمعآوری آذوقه و هدایا از خانهها، به شرایط معیشتی خود برای سال جدید کمک میکردند. این آیین، همزمان با تغییر فصول، پیوند انسان با طبیعت، جانوران و حتی دیگر اعضای جامعه را به نمایش میگذارد.
شما به این نکته اشاره کردید که «تکمچیها» با اشعار خاصی همراه هستند. آیا میتوانید نمونهای از این اشعار را برای ما بفرمایید؟
بله، اشعار تکمچیها معمولاً به تناسب موقعیتهای اجتماعی و طبیعی متفاوت است. به عنوان مثال، در یکی از اشعار که در آذربایجان غربی خوانده میشود، چنین میآید:
‘بو تَکَه آختا تَکَه / این بز، بز نر اخته شده است
بوی نوندا وار بیر نُخدا تَکه / ریسمانی بر گردن دارد’
این اشعار که به صورت نمادین به وضعیت گوسفندان و چرای آنها اشاره دارند، به نوعی دنیای طبیعی و همچنین مشکلات روزمره مردم را در خود جای میدهند.
با توجه به ویژگیهای خاص این مراسم، چه تاثیری بر روی فرهنگ مردم آذربایجان غربی و حتی فرهنگ ایران دارد؟
آیین «تکمچیها» نه تنها یک مراسم محلی است بلکه در واقع پل ارتباطی است بین گذشته و حال مردم آذربایجانغربی. این آئین باعث تقویت پیوندهای اجتماعی، همبستگی مردم و ایجاد حس مشترک میان اعضای جامعه میشود. از آنجا که این آیینها بیشتر در ماههای پایانی سال و بهویژه در آستانه نوروز برگزار میشود، به نوعی نماد تولد دوباره، شروعی تازه و امید به آینده است. در واقع، این مراسم با ایجاد فضایی شاد و پرانرژی، به مردم انگیزه و نشاط میدهد و آنها را برای ورود به سال جدید آماده میکند.
آقای تارقلی، شما در این سالها همواره در اجرای مراسم «تکمچی»بهعنوان یکی از هنرمندان برجسته نقش داشتهاید. چه چیزی شما را به این کار جذب کرد؟
من از کودکی در خانوادهای بزرگ شدم که به این فرهنگ و آداب توجه ویژهای داشتند. در آن زمانها، پدربزرگها و افراد بزرگتر در روستا به اجراهای این نوع نمایشها میپرداختند.
یکی از نمایشهایی که در آن زمان رایج بود، نمایش «تکمچیها»بود که من از همان بچگی جذب آن شدم. وقتی بزرگتر شدم، تصمیم گرفتم که خودم این آیین را بهطور جدی ادامه دهم. در واقع، هدف من از اجرای این مراسم، حفظ و ترویج این فرهنگ غنی برای نسلهای آینده است.
پانزده سال است که این مراسم را بهطور سالیانه برگزار میکنم و نه تنها در شهر نقده، بلکه در ارومیه، تهران و دیگر شهرهای ایران نیز بهعنوان نماینده استان آذربایجان غربی در جشنوارههای اقوام ایرانی حضور داشتهام. برای من مهمترین موضوع این است که مردم در هر سال، با همان اشتیاق و هیجان به تماشای این مراسم مینشینند، انگار برای اولین بار است که آن را میبینند.
این مراسم، بهویژه در بین جوانان، چگونه پذیرفته شده است؟ آیا تغییرات خاصی در آن دیدهاید؟
در این سالها، با توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی، یکی از کارهایی که در گروه ما انجام دادهایم این است که جوانان را به این آیینها وارد کنیم. در حال حاضر، بچهها و نوجوانان در کنار ما در این مراسم حضور دارند و لباسهای محلی میپوشند و در کنار «تکمچیها» با پایکوبی و تشویق به استقبال نوروز میروند. این نکته که بچهها در این مراسم مشارکت دارند، یادآور این است که این آیین از نسلهای گذشته به نسلهای آینده منتقل میشود.
به نظر شما چه موانعی برای حفظ و ترویج این آیین وجود دارد؟
متاسفانه در استان ما، برخلاف سایر استانها، حمایتهای مادی و معنوی از هنرمندان محلی در خصوص حفظ و ترویج فرهنگ وجود ندارد. ما از نبود بیمه مناسب و حمایتهای مالی برای فعالیتهای فرهنگیمان رنج میبریم. اگر حمایتهای بیشتری از سوی مسئولان صورت گیرد، میتوانیم این آیینها را با کیفیت بالاتری اجرا کنیم و آنها را به صورت گستردهتری در اختیار مردم قرار دهیم. اگر این حمایتها باشد، میتوانیم به راحتی این آیینها را به نسلهای بعدی منتقل کنیم و از دست رفتن این میراث فرهنگی جلوگیری کنیم.
با وجود این مشکلات، چه امیدهایی برای آینده دارید؟
امید من این است که در آینده، این مراسم نه تنها در آذربایجان غربی بلکه در سطح کشور و حتی در سطح جهانی شناخته شود. من تمام تلاشم را میکنم که وقتی پیر شدم، این آیین را به نسلهای جوانتر منتقل کنم تا همواره زنده بماند و در دل مردم آذربایجان و ایران جاودانه شود.