دو هفته نامه «آوای آزاد» 16 فروردین 1404 - 5 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
کپی شد!
0

جهانگیرزاده: حسن روحانی نگذاشت استاندارد شوم

12 سال نمایندگی مجلس و پنج سال کار دیپلماتیک در سفارت ایران در جمهوری آذربایجان، جواد جهانگیرزاده را در صدر جدول باسابقه‌ترین سیاسیون آذربایجان‌غربی قرار داده‌است. او پس از افطار ششمین روز ماه‌رمضان در دفتر نشریه «آوای آزاد»، روبروی خبرنگاران این نشریه نشست و در فضای صمیمی به سوالات آنان پاسخ داد. انتخابات 1402 مجلس شورای اسلامی، بحث انتخاب استاندار، عملکرد نمایندگان استان در مجلس، توسعه‌نیافتگی آذربایجان‌غربی، چالش‌های دولت وفاق و نیز دلایل جدایی سیاسی جهانگیرزاده و حضرتپور از اهم موضوعاتی بود که وی به آنها پرداخت. آنچه در ادامه می‌آید ماحصل گفت و گوی سه ساعته با نماینده اسبق ارومیه در مجلس شورای اسلامی است.

مرتضی حیدری/ روزنامه نگار>>

 آقای جهانگیرزاده الان چندین سال است که از سیاست دور است و به نوعی دوران پسا سیاست را سپری می‌کند. روزگار این نماینده اسبق مجلس چگونه می‌گذرد؟
البته پسا سیاست نیست. در داخل سیاست است و به نوعی عین سیاست. چون زندگی من همیشه با سیاست عجین بوده و حتی اگر بخواهم برای من پسا سیاست مفهومی ندارد. روزگار خود را هم به امر تدریس در دانشگاه ارومیه و فعالیت‌های پژوهشی می‌گذرانم.

 این «عین سیاست» را می توانید معنا کنید؟
همیشه قرار نیست در صحنه باشیم. به نظر من گاهی اثرگذاری در پشت صحنه از ایفای نقش در خود صحنه مهمتر است. پس از 12 سال تلاش به عنوان نماینده مجلس و چند سال کار دیپلماتیک ضمن حضور در برخی از جلساتی که راجع به موضوعات مختلف در تهران برگزار می شود با جوانان و دوستان قدیمی جلسات و ارتباطات مستمری داشته و برای آینده برنامه‌ریزی می‌کنیم. در دانشگاه ارومیه در گروه جامعه‌شناسی که تازه راه‌اندازی کرده‌ایم در حال تدریس هستم که نخستین فارغ‌التحصیلان آن 6 ماه پیش بدرقه شدند. به هرحال همه این‌ها تجربه‌های نو و جدیدی است که شاید سال‌ها پیش به آن‌ها نیاز داشتم. معتقدم هم اکنون یک گسست سیاسی و اجتماعی در استان دیده می‌شود که باید همگی از اساتید دانشگاه گرفته تا سیاسیون، فعالین اجتماعی و آحاد مختلف مردم بنشینیم و برنامه و طرح جدیدی برای آینده آن بریزیم.

 در طول این سالها آیا گذرتان به بهارستان افتاده‌است؟
پس از دوران نمایندگی دو بار به مجلس رفته‌ام. یک بار به دعوت آقای لاریجانی برای مشورت درخصوص مسائل منطقه و یک بار هم به دعوت کمیسیون امنیت ملی درباره تحولات قفقاز جنوبی به مجلس رفته ام. نه دلتنگ مجلس هستم و نه علاقه ای دارم به عنوان مهمان بروم.

اما دو بار برای تصاحب صندلی بهارستان خیز برداشتید و ناکام بودید!
کاندیداتوری امریست سوای دلتنگی، معتقدم مجلس می تواند در بهبود شرایط زندگی مردم و ریل گذاری پیشرفت کشور نقش بسیار مهمی ایفا کند و این نهاد موثر نیازمند حضور تجربه های گوناگون است، مجلس باید حریت داشته باشد، نماینده آزاده باشد و برای منافع مردم بکوشد.
فارغ از هرگونه اشتیاق یا دلتنگی اعتقاد داشته و دارم که در این عرصه ظرفیت های خود را برای بهبود اوضاع شهر و کشورم به کار گیرم. ضمن اینکه مکانیزم انتخاب همیشه قابل پیش بینی و توأم با توفیق نبوده و صد البته مردم از اتفاقات انتخابات اخیر مانند تخریب های سازماندهی شده، وارونه نشان دادن واقعیات، پول پاشی های فراوان، هنجارشکنی های ناجوانمردانه و عدم مسئولیت پذیری برخی از خواص کاملاً مطلع هستند.

 آیا ترکیب نمایندگان استان و سیاستِ کاری آنها رضایت‌بخش است؟
بنده ظرفیت کار در استان را بسیار بالا می‌بینم چون نیازهای استان فراتر از سایر استان هاست. استان ما قبل از جنگ تحمیلی وارد جنگ شده و پس از اتمام جنگ نیز شرایط منطقه آرام نشده بود چون در این استان بعضی گروهک‌های تجزیه‌طلب برای انتزاع یا مقابله با حاکمیت، با مردم ما وارد جنگ شده بودند. نکته دیگر این که الگوی رشد کشور ما از نوع مرکز-پیرامون است و هرچقدر از مرکز دور می‌شویم رگه‌های توسعه کاهش پیدا می کند. همچنین موضوع اقوام به جای اینکه عامل توسعه باشد عامل جدایی شده است که در انتخابات اخیر مجلس هم نمود پیدا کرد و آن هایی که بر طبل شکاف قومیتی کوبیدند، برنده شدند و به هدف خود رسیدند. این یک چالش است و به راحتی قابل حل و فصل نیست و حتی بعضی ها برایش پیوست تاریخی می‌آورند. مثلا می‌گفتند ده‌ها سال پیش فلان کس فلان کار را کرده است. معتقدم گذشته باید چراغ راه آینده باشد نه اینکه مردم را بترسانیم و بر طبل نفاق بکوبیم. به این خاطر می‌گویم مسئولیت نمایندگان استان بالاتر و جدی‌تر از مسئولیت‌های سایر نمایندگان مجلس است. اکنون باید پرسید: آیا این تمایز و جدیت دیده می‌شود؟ نمی‌خواهم قضاوت کنم چون مردم انتخاب کرده‌اند و باید مسئولیت انتخاب خود را بپذیرند.گروه‌های نخبه که هم اکنون زبان بر انتقاد می‌گشایند باید پاسخگو باشند، چون مردم با حرف آن‌ها جلو می‌روند. برای توسعه استان باید اختلافات و مسائل پیش پا افتاده را کنار بگذاریم. اگر بخواهم بدون درنظرگرفتن جریان، فرد و روند خاص بگویم عملکرد نمایندگان قابل قبول نیست و باید بهتر از این عمل می‌شد.

 در انتخابات سال 1402 شاهد بد اخلاقی‌ و هتک حرمت‌هایی بودیم که شاید از نظر برخی‌ها سرنوشت انتخابات را تغییر داد؟ نظر شما چیست؟
پاسخ به این سوال مستلزم نقل خاطره‌ای از گذشته است. نه روز مانده به انتخابات، دوستی تماس گرفت و گفت جریانی موسوم به هویت طلبان می خواهند با شما دیدار کنند. اعضای جلسه چند نفر آقا و یک نفر خانم بودند. آنها گفتند بسم الله. من گفتم شما من را می شناسید. شما بفرمایید. گفتند نه شما شروع کنید خودتان را معرفی کنید و از گذشته و اقدامات تان بگویید. بهرحال من شروع کردم و از عملکرد دوران مجلس و دوره سفارت گزارشی ارائه دادم و گفتم زمانی که من به آذربایجان رفتم حجم مبادلات تجاری ما 142میلیون دلار بود و بعد از اتمام دوران سفارتم 660 درصد افزایش پیدا کرده بود و … که در این حین آقایی که خود را منطقی و صادق می داند و برای بعضی جاها مقاله می‌نویسد، وارد شد و ما به احترامش بلند شدیم و آمد نشست که بعد از 30 الی 40 ثانیه با تعرض و تحکم و بی ادبی تمام گفت: آقا اینها را ول کن. اینها برای ما لازم نیست. آنچه برای ما لازم است این است که بدانیم شما ایرانشهری هستید یا خیر؟ به آنها گفتم اگر منظور شما از ایرانشهری بودن این است که یک انسان برای وطن سه شهید و دو جانباز بدهد و در 16سالگی به جبهه برود، بله من ایرانشهری ام. اگر از ایرانشهری بودن منظورتان این است یک نفر هرچه از دستش بربیاید برای منافع آذربایجان انجام دهد، دانشگاه صنعتی بیاورد، بیمارستان زنان بیاورد، نیروگاه جدید برق بیاورد، بیمارستان قلب بیاورد و یا اقداماتی نظیر ایجاد شهرک صنعتی فاز 3 ، مجوز دانشکده های پزشکی و داروسازی را برای استان بگیرد ، بله من ایرانشهری‌ام. گفتم شما بفرمایید منظورتان از ایرانشهری بودن چیست؟ که اعضای جلسه به تعرض کلامی و بی‌ادبی او معترض شدند. اما باطن قضیه این بود که عده ای خارج از جلسه از پیشتر برنامه‌ریزی کرده و لیست خود را بسته بودند و به نوعی این کارشان به قول ما ترک ها برای «خالا خاطیرین قالماسین»! بود.

 پس با این حساب، جلسه فرمالیته بود؟
بله. لیست را کسانی بسته بودند که فاسد بوده وبا پول‌های حرامی که از مسیر موسسات و سازمان‌های عمومی به آنها رسیده بود اهداف خود را پیگیری می‌کردند و اتفاقا دستگاه قضایی نیز با آنها برخورد کرده بود. آیا صرف انتساب به یک شخصیت فقید مورد احترام مردم، می تواند جوازی برای قیومیت مردم باشد؟ آیا می تواند مجوزی برای انتخاب مجدد فردی باشد که در طول 8 سال نمایندگی مجلس جز سکوت ننگ آور هیچ دستاوردی نداشته است، به همراه عده‌ای پرادعا که جریان اصولگرا را به نام خود سند زده‌بودند افرادی دور از تفکر اصولگرایی را به نام اصولگرایان به جامعه تحمیل کردند، می آیند و دست به دست هم داده و لیست می‌دهند.
اینجا مرکز و محور توسعه استان است و این کارها تیشه به ریشه فرآیند توسعه می‌زند. من در انتخابات برای حفظ انسجام شهر سکوت پیشه کردم اما از نتیجه خوشحالم که مردم بعضی افراد را خوب شناختند. همان مردمی که سه بار به من رای دادند تصمیم گرفتند اینبار به جهانگیرزاده رای ندهند. سمعاً و طاعتاً، اما به نظر من این روند به نفع آینده شهر نیست. وقتی شما به جای خدمت به مردم به جیب خود فکر می کنید و برای اینکه چندروز بیشتر بمانید دست به فساد می زنید نتیجه مشخص است. آنها آمدند و مردم را مصادره کردند و مردم نتیجه را دیدند. من همیشه سعی کرده ام پرچم اتحاد را بردارم اما انتخاب مردم چیز دیگری بود چون تغییر ذائقه اتفاق افتاده بود. بعنوان مثال یکروز این جریان می آید و اخبار دروغی برعلیه من پخش می کند و می نویسد فلانی واردکننده برنج است. من شکایت نکردم چون معتقدم منتشر کننده آن زنی بی پناه است و از بی پناهی اش سوء استفاده شده و قرار نیست آن بی پناه را بی پناه تر کنم اما منتشر کننده آن خبر دروغ و کسی را که این سند جعلی را به رسانه ها داده را فراموش نمی کنم و به خدا واگذار کرده ام.

 عمکرد نمایندگان استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا منشا توسعه بوده اند؟
به من بگویید در طول این سال ها چه اتفاقی افتاده است؟ منطقه ویژه تجاری سرو را من در زمان آقای احمدی نژاد دستورش را گرفته ام. آقایان بیایند و بگویند آیا دانشگاه جدیدی آورده اند؟ بیمارستان جدیدی افتتاح کرده اند؟ در زیرساخت‌های توسعه چه کاری کرده اند؟ از 20 زون معدنی کشور سه زون معدنی در آذربایجان غربی است. مردم استان از این ظرفیت چه سودی برده اند؟
این اولین مصاحبه من بعد از انتخابات است که انجام می‌دهم و هیچوقت دنبال تفرقه نبوده‌ام اما اینها واقعیاتی است که مردم باید بدانند و آقایان باید بیایند بگویند چه کار کرده‌اند؟ ما در شاخص فلاکت جزو رتبه‌های اول هستیم و در شاخص‌های توسعه اقتصادی، بهداشتی و آموزشی در رتبه‌های آخر قرار داریم. شما حساب کنید استاندار سابق سه سال استاندار بود اما یک نفر از ایشان در مورد عملکردش حساب کشی نکرد. نکته جالب این است در موسم انتخاب استاندار دوره افتاده بودند و برای ایشان نامه جمع می‌کردند که ایشان باید ابقا شود. با کدام عملکرد؟ من نمی دانم…

آوای آزاد:ما در طول این سال ها، استاندار سابق را بدون لکنت نقد کردیم و تاوانش را هم دادیم!

اگر فضای اجتماعی مردم ایران دیگر حساسیت‌های سابق را ندارد دلیلش این است که ما با اقدامات مان باعث این اتفاق شده ایم. ظاهراً برای مردم مهم نیست چه اتفاقی در جامعه و سیاست می‌گذرد درحالی که در دوران نمایندگی ما، وقتی برنامه‌ریزی می‌کردیم که مثلا هفته یا ماه بعد به فلان روستا می‌رویم در طول بازه برنامه ریزی تا دیدار با مردم، جنب و جوشی وجود داشت و مردم پیگیر سفر و دیدار ما بودند، اما الان چه؟ هیچکس برایش مهم نیست کدام مسئول می آید و کدام می رود چون اثری از آنها در بهبود وضع زندگی شان نمی بینند! الان از جلوی هر اداره عبور می کنید می بینید هر دستگاه یک بنر تبریک زده که من در فلان شاخص و سنجه اول شده ام. اما عملا هیچ خروجی نیست و تاثیر این اول شدن ها در زندگی مردم دیده نمی شود.

 چرا به یکباره جو انتخابات 1402 به یک فضای شدید دوقطبی قومیتی تبدیل شد. البته انتخابات این شهر کلا قومیتی است اما نه به این شدت!
من در انتخابات 1402 در یکی از شب ها در ستاد یک جمله گفتم و آن هم این بودکه «این شهر جز با اتحاد و انسجام و اتفاق جلو نخواهد رفت و این شهر برای همه است، هم کرد و هم ترک و هم آشوری و ارمنی و …» روز بعد از این سخنرانی، در ستاد دو تن از کاندیداها بر علیه من سخنان ناروا و ناجوانمردانه ای بر زبان آوردند. وقتی به یکی از روستاها رفته بودم، مردمی که با آنها دیدار داشتم فیلم توهین ها را به من نشان دادند. دلیل این حمله این بود که کاندیدای آنها آدم صامتی بود و بعد از 8 سال در ستادش حتی یک کلمه درست و حسابی نتوانست صحبت کند. آنها فکر کردند با سناریونویسی و علم کردن قضیه ترک و کرد، جو انتخابات به نفع آنها خواهد شد اما برعکس آن اتفاق افتاد. آن همه هزینه در انتخابات، آوردن یک متهم از زندان به ستاد انتخاباتی و دعوت آدم‌های اجاره‌ای به جلوی ستاد برای هورا کشیدن ثمری نداشت و سعی داشتند جواد جهانگیرزاده را تخریب کنند اما ورود من به صحنه باعث حذف آنها شد و من از این بابت خدا را شاکرم.

 شما و آقای محمد حضرت پور رفیق سیاسی بودید اما به یکباره مسیرتان از هم جدا شد! چرا؟
دقیقا. آقای حضرت پور در سال 82 رئیس یکی از کمیته های روستایی ستاد انتخاباتی من بود و دو دوره نیز رئیس ستاد انتخاباتی بنده، اما مسیر ما از خرداد 94 از هم جدا شد. قضیه از این قرار بود که از هفته سوم فروردین 94 من و آقای محمد حضرت پور جلساتی داشتیم و روند ورود به انتخابات مجلس دهم و برنامه ریزی های لازم را انجام می دادیم. به نظرم در جلسه هفتم و حوالی اواخر خرداد ماه و همزمان با موعد استعفای کاندیداهای احتمالی از شورای شهر ارومیه بود که موقع خروج از محل جلسه آقای حضرت پور بی مقدمه گفت که فلانی من می خواهم پسرم را وارد گود انتخابات مجلس کنم. نظرت چیست؟ برگشتم و بهت آور او را نگاه کردم و گفتم صد در صد مخالفم. اگر او رای هم بیاورد از او نماینده درنمی آید. بعد از رفتن ایشان به دوستی دیگر گفتم این آخرین جلسه ما بود و همان طور هم شد. فرزند ایشان استعفا داد، آمد و در انتخابات شرکت کرد و منتخب مردم هم شد، اما با وجود برخی اتفاقات ناشایستی که در انتخابات رخ داده بود، بعد از انتخابات، بنده برای آقای روح الله حضرت پور نزدیک هفت ساعت وقت صرف کردم تا علاوه بر انتقال تجربیات راهروها و اتاق ها، مرکز پژوهش ها و کتابخانه مجلس را نشان دهم و او را با رئیس مجلس، هیئت رئیسه و کمیسیون ها آشنا کنم. حال آنکه با آقایان هادی بهادری دیگر منتخب ارومیه و شهروز برزگر نماینده منتخب سلماس صرفاً یکی دو ساعت وقت گذاشتم تا تجربیاتم را انتقال دهم.
البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که ریشه اختلاف بین بنده و آقای حضرت پور بیشتر به سال 1392 و انتخاب استاندار آذربایجان غربی برمیگردد. در ابتدای شهریور 92 وزیر وقت کشور آقای دکتر رحمانی فضلی طی تماسی تلفنی پیشنهاد نمودند که بنده را به عنوان استاندار منصوب نمایند، این روند بیش از یک ماه ادامه داشت و نهایتاً وزیر کشور بنده را برای تصدی استانداری آذربایجان غربی به هیات دولت معرفی کرد که رئیس جمهور وقت (آقای روحانی) با این استدلال که چنین انتصابی می تواند انتظارات سایر نمایندگان مجلس را به همراه داشته باشد، مخالفت کردند. پس از این روند، آقای حضرت پور انتظار حمایت ویژه از جانب بنده و همراه کردن سایر نمایندگان استان برای تصدی استانداری را داشتند، که چنین پیشنهادی در ابتدای طرح موضوع با مخالفت جدی وزیر کشور روبرو شد.

 آیا این دوره با شما برای استانداری یا سفارت ایران در ترکیه صحبتی شده بود؟
در این خصوص هیچکس با بنده صحبتی نکرده است. نه دولت، نه ستاد و نه سیاسیون، اما حسب اطلاع در مجمع نمایندگان استان رای گیری شده بود که بنده، آقایان قسیم عثمانی و عادل نجف زاده هرکدام 9 رای و آقای فریدون حسنوند رئیس سابق کمیسیون انرژی و استاندار اسبق بوشهر 8 رای داشتیم. طرح موضوع حضور من در آنکارا بعنوان سفیر ایران نیز صرفاً در فضای مجازی مطرح بوده و ما به ازای بیرونی و واقعی ندارد.

 با آقای رحمانی استاندار دیداری داشته اید؟
پس از انتخاب استاندار آذربایجان غربی، بواسطه 12 سال دوستی و همکاری با آقای رحمانی برای عرض تبریک با ایشان تماس گرفتم با هم صحبت کردیم و قرار شد برای همفکری جلسه ای داشته باشیم که تا به امروز محقق نشده است.

 بنظر شما چرا برای زادگاه رئیس جمهور، یک استاندار غیربومی انتخاب کردند؟
علی رغم شایستگی ها و سوابق قابل توجه دکتر رحمانی، توقع افکار عمومی آذربایجان‌غربی این بود که برای استانی که زادگاه رئیس جمهور است و بیش از 85 درصد مردم به ایشان رای داده اند استانداری از آذربایجان غربی انتخاب شود اما این اتفاق نیفتاد. شنیده‌ام که در استان اردبیل آقای سیدحسن عاملی، امام جمعه اردبیل به جمعی از دست اندرکاران گفته بود»در بحث انتخاب استاندار بنده روی نفر خاصی نظر ندارم اما استاندار حتما باید از اردبیل انتخاب شود و انتخاب فردی خارج از استان تحقیر اردبیل است.» بین تمامی استان‌های همجوار- آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل و زنجان – تنها استان ماست که استاندار غیربومی دارد.

 باتوجه به قرابت و دوستی با آقای پزشکیان، آیا از شما در موارد مهم مشورت گرفته شده است؟
یک هفته پس از انتخاب رئیس جمهور توسط دوستان تبریزی به جلسه ای با حضور سیاسیون و برخی اعضای دولت فعلی در محل بیمارستان بین المللی تبریز دعوت شدم. که اول دعوت را رد نمودم اما بعدا دوستان گفتند آقای رئیس جمهور تاکید دارند که شخص جهانگیرزاده هم حتما در جلسه باشد. بغیر از میزبانان تبریزی بنده تنها نفری بودم که از استان های آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان دعوت شده بودم. جلسه برگزار شد و پیشنهاداتی از جانب حاضرین برای تصدی برخی مناصب دولتی مطرح گردید که برخی از آن ها محقق شد اما پس از این جلسه از چگونگی و روند انتخاب ها مطلع نیستم.

 انتخابات شورای شهر در پیش است و عملکرد شورای فعلی نشان می دهد باید منتظر دگرگونی اساسی در ترکیب اعضای شورای شهر باشیم. موافقید؟
بله و قطعا انتخابات آتی شوراها بسیار مهم است بدلیل اینکه عملکرد شورای شهر ششم واقعا عملکردی بحث برانگیز، پرتناقض و صحنه بازی های نمایشی بوده است. با مدیرکل وقت اطلاعات استان که در سال 1399 صحبت می کردم می گفت : «حجم تخلفات به روزشده پرونده فساد مدیریت شهری 2200میلیارد تومان است!» آمدند و با شهردار و 83 نفر از مدیران و متهمان پرونده شهری برخورد قضایی کردند اما حالا بعد از چندین سال و صدور رای می بینیم حجم و عناوین اتهامی پرونده به زیر یک درصد رسیده و بسیاری از متهمان تبرئه شده اند. سوال این است اگر برخورد بحق و قانونی بود خروجی آن چه بود و اگر ناحق بود چرا با دست اندرکاران پرونده برخورد نشده است؟ شروع و پایان این پرونده به گونه ای بود که اعتماد عمومی خدشه دار شد و افرادی هم که در این پرونده نامشان برده شده است به دنبال رفتار و حرکات نمایشی هستند تا خود را تثبیت کنند. جالب این که در سفر اخیر رئیس محترم قوه قضائیه به ارومیه ایشان پس از برگشت به تهران فرمودند «هماهنگی بین مسئولین این استان عالی است»، این امر نکته بسیار مهمی است ولی باید در نظر بگیریم که هماهنگی ها باید برای پیشرفت و توسعه زندگی مردم باشد. اما هماهنگی بدون هدف و خروجی معنایی نخواهد داشت. اگر نسل جدید می خواهد پیشرفت ببیند باید تعارفات را کنار بگذارد و دور افراد حیطه تقدس نکشد.

 خیلی ها شما را یکی از اضلاع پرونده سازی برای مدیریت اسبق شهری می دانند، می پذیرید؟
حرف خنده‌دار و پوچی است. بنده سال 95 به کشور آذربایجان رفته ام و سال 99 برگشته ام. اینگونه مباحث توهین به دستگاه‌های قضایی، حاکمیتی و امنیتی است.

 وحید جلال‌زاده نماینده سابق ارومیه هم در دولتی غیرهمسو با افکار و جریان سیاسی‌اش پست گرفت. این نمود وفاق است؟
آقای جلال زاده الان در تهران است و مدتی است با ایشان صحبتی نکرده ام و من حضور ایشان در دولت را یک ظرفیت برای استان می بینم و بهتر است جواب این سوال را از خودشان بپرسید.

 وفاق را چگونه ارزیابی می کنید؟
به نظرم اتفاقاً وفاق نیروهای انقلاب امری بسیار ضروریست چون کار پزشکیان در شرایط فعلی بسیار سخت است. ناترازی های بسیاری در حوزه های مختلف داریم، مانند ناترازی در حوزه اجتماعی، حوزه اقتصادی، حوزه جنسیتی، حوزه جغرافیایی، حوزه نسلی و … مثلاً بودجه را در نظر بگیرید، در شرایط فعلی همه از دولت انتظار کارهای بسیار بزرگی را دارند در حالی که استخر بودجه آنقدر درزهای عمیقی دارد که قدرت تدبیر را از مسئولان امر سلب می کند.
چون در شرایط فعلی آقای پزشکیان با مشکلات عمده ای روبروست. انصاف ایجاب می کند که باید به ایشان فرصت داد، مسئولیت های دولت بسیار عظیم و بیشمار هستند. مچ گیری های بی دلیل و بهانه تراشی ها انرژی لازم را از دولت خواهد گرفت. بنابراین استفاده از ظرفیت همه نیروهای نظام برای حل مشکلات در شرایط پیچیده بین المللی و منطقه ای امری بسیار ضروری است.

 بعنوان یک استاد دانشگاه، وضعیت جامعه را چگونه توصیف می کنید؟
شرایط عمومی مردم در این روزها بسیار سخت است، بخش قابل توجهی از مردم خصوصاً توده های محروم زندگی خود را با دشواری تمام طی میکنند. علاوه بر مشکلات شدید معیشتی کشور ما درگیر رقابت های بی حاصل سیاسی است. تجربیات بسیار ارزشمند گذشته را باید قدر دانست. انقلاب، دفاع مقدس، استقلال سیاسی و رشد در شاخص های ارزشمندی چون سواد، بهداشت، توسعه آموزش عالی، توسعه صنایع نظامی، صنعت و زیرساخت ها توسط فرزندان ملت به دست آمده است. آینده کشور بدون اتفاق و انسجام ملت و اتکا به تمام نیروها و اقوام ساخته نخواهد شد.

 و اینکه اگر بخواهید یک اقدام شاخص‌تان را در طول دوران نمایندگی ذکر کنید کدام عملکردتان شاخص‌تر از همه است؟
اقدامات زیادی در این سه دوره انجام پذیرفت. علاوه بر مواردی که در بالا اشاره کردم تکمیل پروژه میان گذر دریاچه ارومیه و اخذ اعتبار تکمیلی راه آهن ارومیه را می توان به آن ها اضافه نمود که حاصل سال ها پیگیری و تلاش برای ارتقاء توسعه شهرم و مردمان عزیز آن بوده است، اما نمی توانم پنهان کنم که هنوز حسرت تکمیل احداث سد های نازلو و باراندوز بر دل و جانم سنگینی می‌کند و شرایط سخت کنونی کشاورزان منطقه نازلوچای و باراندوز چای غم این حسرت را سنگین‌تر می‌کند.
هنوز خود را بدهکار شهری می‌دانم که مرا در خود پرورش داد و مردمی که اعتماد مستمرشان برایم سرمایه‌ای بس گرانبهاست و همچنان شرمسار محبت و لطف آنان بوده و فارغ از منصب و جایگاه در ادامه خدمت به آنان مصمم هستم.

 سخنان پایانی…
در پایان از نشریه وزین «آوای آزای» و همکاران این مجموعه که فرصت گفت‌و‌گو را فراهم می‌کنند تا از این طریق برخی مباحث واکاوی، بازخوانی و بازگو شوند، تشکر و قدردانی میکنم. سال نو پیشاپیش بر شما و مردم خونگرم و غیور آذربایجان مبارک.

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *