دو هفته نامه «آوای آزاد» 30 اردیبهشت 1404 - 3 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

تیغ تیـز، دست زنگیِ مست

حامد عطایی / روزنامه نگار

بازتولید شکاف های اجتماعی ناشی از تفاوت‌های شکلی، از اصطکاکات معمولِ اقلیت‌هایی است که بایســــــــــــــته‌های مدرنیته را که افزایش کیفیت زیست فردی بر مدار توسعه است، بر نمی‌تابند؛ این گروه‌های اقل، حتی ممکن است به لحاظ ساختی، اشتراکاتی با کلونی‌های عظیم اجتماعی متکی به زبان، دین یا جغرافیای پهناور نیز داشته باشند؛ اما کارکرد پیشرانی چنین کاراکترهای محدودی، زمانی که با اثر پروانه‌ای ناشی از هیجانات میدانی، لباس توهم مقبولیت عمومی بر تن می‌کند، حس اعتماد به نفسی کاذب ایجاد می‌کند که کار را به نفع موج موقتی که ساخته، تمام شده پندارد. غافل از آنکه، نتایج عکسی که در بزنگاههای عینی، چون انتخابات، حاصل می‌شود، علاوه بر اینکه نوعی سرخوردگی بر پیکره بخش اعظمی از جامعه بر جای می‌گذارد، به علت اتخاذ تاکتیک «دشمن‌سازی» از سوی ناکامان پروژه، متناوبا بر عمق شکافهای اجتماعی افزوده و بذر نفرت از همنوع را بر بستر ایجاد شده می‌پاشد.
حوادث روزهای آخر اسفند گذشته و فروردین امسال در مرکز آذربایجان غربی که با طراحی‌های سخیف و مدیریت‌های ضعیف، مساله‌ی قومیت را به بحرانی ملی بدل کرد ناشی از همین رویکردها بود.
گروهی در اقدامی نمادین، در تلافی اظهارات غیرمسئولانه‌ی رییس شورای شهر ارومیه در مراسم معارفه شهردار، اقدام به نمایش قدرت با تمسک به یک آیین باستانی(ملی‌) کردند و گروهی دیگر برای تلافی، یک رویداد مناسبتی مذهبی(شهادت پیشوای اول شیعیان) را مستمسک قرار داده و لشگر چوبدستی‌به‌دستان خود را در سوی دیگر شهر آرایش دادند. محتواهایی که در هر دو حادثه تولید شد، امکان بازنشر در فضای عمومی جامعه را نداشت و عقل بی طرف، استنتاجی جز رویارویی کینه‌ورزانه‌ی دو گروه از شهروندان ایرانی مقابل هم و ساطع کردن پالس‌های مثبت به دُول رقیب در مناسبات منطقه‌‌ای و جهانی به دست نمی‌آورد.
ریشه‌ی این منازعات معطوف به تفاوت‌های ظاهری کجاست؟ سود آن به جیب چه کسانی می‌رود؟ در رقابت‌های منطقه‌ای در سطح کشور، جا ماندن آذربایجان غربی از قطار توسعه نمودارهای کدام استان‌ها را اکیدا صعودی می‌کند؟ گفتمان‌های عجیب، سمی و خطرناکی مثل شعارهای دیگرستیزانه، یکپارچگی قومی، ترجیح ویرانی خاک بر همزیستی، درجه‌بندی انسان‌ها، بازگویی بخش کوچک و کتمان کلیت تاریخ سرزمینی، نژادپرستیِ سادیستیک در حد تهدیدات جانی و معادل‌ و قرینه‌سازی‌های عجیب و جهت‌دار تاریخی، چگونه و از چه آبشخورهایی ساطع و در جامعه رواج می‌یابند؟
کنشی که انگیزه‌های آغازین آن استیصال و عقده حقارت و خوداقلیت‌پنداری است و حاصل آن به‌هم خوردن تعادل در مناسبات فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی.
تحلیل این امر که این قبیل تحرکات در صدد ساختن سرزمینی سوخته‌، توسعه نیافته‌ و ملتهب است کار چندان دشواری نیست و بدون نیاز به هیچ سند اثباتی دیگر، می‌توان دریافت که شعوری منفی پشت آن است. شعوری که نه ملیت، نه وطن و نه خرده فرهنگ، هیچکدام برای‌اش اهمیت ندارند، چرا که این آتش کینه، همزمان، هر سه اِلِمان هویتی را با هم به کام خود می‌کشد و به خاکستر بدل می‌کند.
شاید هم اکنون و حین نگارش این سطور هم، برای چاره‌اندیشی، دیر شده باشد. مساله‌ای فرهنگی، در اثر عدم شناخت دقیق مختصات تبارشناختی و جامعه‌شناختی و در اثر به آزمون و خطا گذاشتن نسخه‌های فرسوده و امتحان پس داده، تبدیل به بحرانی اجتماعی شده است که اگر اقتدار امروز حاکمیت مرکزی ایران نبود و شرایط مشابه مقاطع متزلزل و نابسامان بعد از جنگهای بین‌الملل اول و دوم می‌بود، امروز در سرزمین کهن آذربایجان غربی که نصف جمعیت‌اش را در فتنه‌ها و قحطی‌های آن سال‌های سیاه از دست داد، نه از تاک نشان می‌ماند، نه از تاک‌نشان؛ حتی روایتگری هم زنده نمی‌ماند که فتنه‌ی عصر جدید را برای آیندگان روایت کند.
خاک و پرچم، ابتدایی‌ترین المان‌های هویت جمعی ایرانیان است، هر زمزمه‌ای که این دو اصل اساسی را به اولویتِ حتی دوم تنزل دهد، مشکوک است، مزدور است، وابسته‌ است، نمک‌نشناس است، جیره‌خوار اجانب است و یا در شوربختانه‌ترین شکل، حمالِ بی جیره و مواجب بیگانه.
شرایط جدول رده‌بندی مدنیت و توسعه‌ی کشوری به گونه‌ای است که لازم است مدیران ارشد این پهنه جغرافیایی، در هر سطحی، چه انتخابی، چه انتصابی، چه امنیتی، چه اقتصادی و چه عمرانی، بدون گرفتاری در فضای هیجانات میدانی، با رویکرد ملی، این استان مظلومِ غرق در باتلاق مسایل پیش پا افتاده را تا دیر نشده، نجات دهند و حیاتی دوباره بخشند.
به نظر می‌رسد اشتباهی رخ داده. تیغ تیز، دست زنگی مست* افتاده. تا دیر نشده و خون از خلق‌الله نریخته، خیرخواهان و دلسوزان همت کنند، تیغ از وی بستانند و او را به بند کشند!

*اشاره به بیت: تیغ دادن در کف زنگی مست
به که آید علم ناکس را به دست(مولانا)

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *