فروغ فاریابی / کارشناس ارشد مهندسی حمل و نقل
بر اساس تعاریف بین المللی شهرهای با جمعیت بیش از 4 میلیون نفر کلانشهرمحسوب می شوند. این شاخص در ایران یک میلیون نفر است. با این معیار ارومیه نیز در لیست کلانشهرهای ایران قرار گرفته است. تبعات حقوقی این عنوان و مزایایی که بوجود می آورد چندان روشن نیستند ولی در افکار عمومی این عنوان بصورت انتظاراتی مانند خدمات با کیفیت تر، شهری زیست پذیر تر، محله های امن تر، فضاهای تفرجگاهی و تفریحی کافی ومناسب، فضای رقابت و کسب و کار پر رونق تر، دسترسی های آسان و سریع به نقاط مرکزی و پیرامونی و امثالهم بازتاب می یابد. متاسفانه غالبا در کلانشهرها این مصایب و مشکلات هستند که همگام با رشد شهرها بزرگ می شوند.
مسئولیت مدیران شهری در شهرهای بزرگ، بسیار سنگین تر و خدمات دهی امری پرچالش است. شهر ارومیه قبل از اینکه ملقب به عنوان کلانشهر شود به باغشهر معروف بود که مایه مباهات شهروندان آن می شد. اما رفته رفته با غلبه بتن و سنگ و آجر بر باغات و فضای سبز خدادادی، باغشهر ارومیه به خاطرات پیوسته است.
اکنون شهر ارومیه از چند معضل عمده رنج میبرد که در این نوشته به یکی از آزاردهنده ترین آنها یعنی ترافیک و ضعف حمل و نقل عمومی پرداخته می شود.
یکی از اساسی ترین خدمات مورد انتظار در شهرنشینی حمل و نقل عمومی و توسعه زیرساختهای مربوط به آن است. شهرنشینی بعنوان یکی از جلوه های تمدن بشری ، جنبه زندگی اجتماعی و خیر عمومی را پررنگ تر کرده و به میزانی که همزیستی و دیگرخواهی گسترش می یابد، میتوان علایم مدنیت و توسعه را نیز مشاهده کرد. در یک جامعه هر چه امتیازات فردی بیشتر قابل دستیابی باشد و زیاده خواهی آحاد یک جامعه امکان برآورده شدن راحت تری داشته باشد حل معضلات اجتماعی و خدمات عمومی و حاکمیت قانون دشوارتر خواهد بود.
ترافیک یکی از عرصه های ظهور این علایم است. معابر شهری میدان تاخت و تاز تقاضاهای متنوعی است که اگر با ترکیبی از تدابیر نرم افزاری و سخت افزاری مدیریت نشود، شهر به مکانی پرمخاطره و اعصاب خردکن تبدیل می گردد.
فضاهای عمومی باید با محدودیت های منطقی و غیرآزاردهنده مدیریت شوند تا جنبه عدالت اجتماعی در شهر نیز رعایت شود.
تردد در شهر باید با توزیع عادلانه خدمات برای اقشار مختلف با سطوح درآمدی مختلف همراه باشد. بنابراین معابر عمومی را نمیتوان تنها در خدمت اشخاص دارای خودروی سواری قرارداد. هر گونه توسعه و تعریض و اصلاح هندسی در جهت افزایش و تسهیل تردد سواری های شخصی علاوه بر توزیع ناعادلانه فضای عمومی، و تخصیص زمینهای باارزش بیشتر به معابر سواره رو، حل مشکلات تردد در آینده را نیز پیچیده تر می کند.
بنابراین لازم است برنامه ریزی برای حمل و نقل عمومی در الویت برنامه های مدیریت شهری قرار گیرد.
در برنامه ریزی حمل و نقل توجه به کالبد شهر،شبکه معابر، مراکز تولید و جذب سفرو تراکم جمعیتی مناطق از اهمیت ویژه ای برخوردار است. معابر مانند شریانهای حیاتی برای پاسخ دهی مناسب و به موقع تقاضاهای متنوع شهروندان عمل می کند و اگر در کارویژه خود دچار نقص و اشکال شوند، زیست پذیری در شهر به مخاطره می افتد.
معمولا بر اساس جمعیت شهرها انواع مختلفی از حمل و نقل عمومی پیشنهاد و توسعه داده می شود:
شهرهای با جمعیت کم (زیر ۱۰۰,۰۰۰ نفر):
•حمل و نقل بر پایه اتوبوس: استفاده از اتوبوسهای محلی میتواند مناسب باشد، زیرا هزینه کمتری دارد و میتوان آن را با توجه به نیازهای محلی تنظیم کرد.
•دوچرخه و پیادهروی: امکاناتی برای دوچرخهسواری و مسیرهای پیادهروی میتواند به افزایش تحرک و کاهش ترافیک کمک کند.
۲. شهرهای با جمعیت متوسط (۱۰۰,۰۰۰ تا ۵۰۰,۰۰۰ نفر)
•اتوبوس و مترو: در این شهرها، ترکیبی از اتوبوسها و سیستمهای مترو یا قطارهای سبک مناسب است. این سیستمها میتوانند کارآیی بالاتری داشته باشند و به سرعت بیشتر در سفرها کمک کنند.
•تاکسی : این خدمات میتوانند گزینههای خوبی برای جا به جایی سریع در مناطق خاص باشند.(البته لازم به ذکر است که مقوله تاکسی در کشور ما کلا دگرگون شده و به دلایل مختلف از کارویژه خود خارج شده است که فعلا به آن نمی پردازیم)
۳. شهرهای بزرگ (بیش از ۵۰۰,۰۰۰ نفر) مانند ارومیه
•مترو و قطارهای سریعالسیر:
در کلانشهرها، سیستمهای مترو و قطارهای با سرعت بالا بسیار کارآمد هستند، زیرا میتوانند حجم بالایی از مسافران را در زمان کم جابجا کنند.
•اتوبوسهای برقی و خطوط ویژه اتوبوس: ایجاد خطوط ویژه اتوبوس، بهبود زمان سفر و کاهش تراکم ترافیک را فراهم میکند.
•دوچرخهسواری شهری:
توسعه زیرساختهای دوچرخهسواری و استفاده از دوچرخههای اشتراکی.
•** قابل توجه مسئولان سایر شهرستانهای استان که امروز درهر یک ازبازه های جمعیتی یادشده قرار دارند. لازم است از حالا با آینده نگری و رعایت اصول علمی به فکر زیربنای اصولی حمل و نقل عمومی، باشند و شهر را به دلیل کوچکی و کم جمعیتی به حال خود رها نکنند. قرار نیست شهر آنها همیشه در این بازه جمعیتی بماند.**
مرور وضهیت شهر ارومیه با همین شاخص ساده نشان می دهد که حداکثر تدبیر و توان مدیریتی مسئولانی که آمده و رفته اند محدود به تعریض معابر، احداث تقاطع های غیر همسطح و بازگشایی معابر جدید و انواع اصلاحات هندسی بوده و بصورت منفعلانه و از سر ناچاری بیشتر در این مسیر هزینه کرده اند. در حالیکه این رویکرد سخت افزاری اگر با سایر راهکارهای توسعه حمل و نقل عمومی همراه نباشد، به تنهایی آسان ترین و کم بازده ترین و برای آینده ترافیکساز ترین روش هاست. همین الان هم قابل مشاهده است که نه تنها نسبت به سالها قبل تاثیر مثبتی روی ترافیک و جابجایی شهروندان نگذاشته بلکه تردد را بیش از پیش آزاردهنده و پر مخاطره هم کرده است.
حمل و نقل عمومی در شهر به تردد اتوبوسهای فرسوده در شبکه ای نه چندان گسترده خلاصه شده است که گرفتار در ترافیک روزانه و هجوم خودروهای شخصی حرکت میکنند و هیچ شهروندی نمیتواند بر اساس زمان رسیدن و حرکت آنها برای امور روزانه خود برنامه ریزی کند. نه تابلوی نشانگری نه جدول زمانی نه اطلاعات خطوط عبوری شامل مسیرها و ایستگاهها…همه چیز عرفی و سنتی و از روی ناچاری…
مسئولان شهر همچنان می توانند به این امر بی توجه باشند و از سرمایه نجابت مردم ،روزگار بگذرانند، مشکلات را زیر فرش بزنند یا برای آیندگان ذخیره کنند. مگر کسی هست که بازخواست کند؟
ویا می توانند دلسوزانه و آینده نگرانه این چرخه آزاردهنده و فزاینده را متوقف/ کُند کنند. هر چند این کار سخت تر است ولی آثار آن ماندگارتر خواهد بود. مطالعات انجام شده برای حمل و نقل عمومی کم نبوده ولی ظاهرا خیر و برکت آنها فقط برای شرکتهای مشاور رسیده نه مردم شهر. اگر خروجی آن همه هزینه برای مطالعات طرح جامع حمل و نقل و طرح تراموا و سایر طرح های مشابه همین وضعیت است که می بینیم علامت خوبی نیست.
رنگ آمیزی جداول و خط کشی و اصلاح هندسی معابر و …امور روزمره و جاری شهرداری هاست و دلخوش بودن به آنها هم به لحاظ سطح درک مسئولین ازمشکلات اساسی و راهکارهای لازم، هم میزان درک از سزاواری مردم شهربه نوع خدمات، علامت خوبی نیست.
امید است شهردار جوان و آگاه و پرانرژی شهر هر چه سریعتر نسبت به برنامه ریزی هدفمند و اصولی در جهت تقویت و گسترش نفوذ شبکه حمل و نقل عمومی اقدام و مرحله به مرحله به احیای راستین لقب باغ شهر ارومیه کمک کند تا ارومیه زیباتر، زیست پذیرتر و امن تر شود. جنبه عدالت اجتماعی در توزیع فضای معابر شهری، ایمنی، برنامه زمانبندی تردد ناوگان، مدیریت پارکینگ ها، خطوط ویژه اتوبوس، نوسازی ناوگان، خطوط امن و ایزوله برای تردد دوچرخه، قطارهای سبک شهری و پیرامونی و …همگی موارد قابل بحث و تصمیم گیری هستند که نیاز به تجمیع نیرو و راهبری دوراندشانه، دانش متخصصان و دلسوزان، همدلی و همراهی همه مردم شهر دارد.