مرتضی حیدری / روزنامه نگار
حکایت والیبال ارومیه همیشه قصه حسرت هاست. قصه دویدن و نرسیدن، داستان خواستن و نشدن و حکایت تلاش کردن و شکست خوردن! کسی نمی تواند منکر این شود که شهرداری ارومیه در 15سال گذشته که از باشگاه داری اش می گذرد (هرچند فقط اسم باشگاه را یدک می کشد) جزو سه باشگاه والیبال ایران بوده که بیشترین هزینه را در این ورزش کرده و بالاترین بودجه را برای قهرمانی اختصاص داده اما هیچ دستاوردی نداشته است چرا که شیوه برگزاری لیگ ایران به گونه ای است که فقط تیم قهرمان در کانون توجه است و به جام باشگاه های آسیا می رود و دریچه ای به روی اش جهت حضور در جام باشگاه های جهان فراهم می شود. در لیگ برتر ایران مقام دوم با مقام دهم یا یازدهم هیچ فرقی ندارد و بغیر از چند مدال فلزی و کاپ چدنی که به تیم های دوم و سوم اهدا می شود که آن هم سرجمع قیمت 20 مدال و یک کاپ فلزی 50میلیون هم نمی شود. پس با این حساب باشگاهی که 14 سال است از محل درآمدهای شهرداری ارومیه که حاصل مالیات و عوارض مردم این شهر است تغذیه می شود چیزی جز جفت پوچ برای هواداران والیبال این شهر نداشته است. هوادارانی که بواسطه شور و شعورشان لقب «شهر عشّاق والیبال جهان» را برای این شهر به ارمغان آورده اند. به علاوه اینکه نزدیک 200میلیارد تومان در این 14 سال برای این باشگاه هزینه شده اما دستاوردی جز حسرت برای والیبال دوستان این شهر نداشته است.
اگر بازه زمانی بهار 1390 (سال تاسیس باشگاه) تا بهار 1404 را در نظر بگیریم این باشگاه محل کارآموزی، آزمون و خطا و حیاط خلوت آقازاده ها و اعوان و انصار سیاسیون شهر در باشگاه شهرداری ارومیه بوده است. جایی که وقتی یک سیاسیون ارومیه ای می خواهد دین اش را به حامیان پشت پرده ادا کند یا دست یکی از نزدیکانش را در جایی بند کند بی شک اولین گزینه اش باشگاه شهرداری ارومیه و آن هم در یکی از پست های مدیرعامل، معاون، سرپرست تیم های ورزشی و … است. حیاط خلوتی که هم جذابیت مالی دارد و هم در کانون توجهات اجتماعی است.
فصل 1403 لیگ برتر والیبال ایران درحالی با ناکامی برای شهرداری ارومیه به پایان رسید که صدرنشین لیگ برتر والیبال ایران در مرحله پلی آف کم آورد و به مقام چهارمی مشترک با چادرملو دست یافت. نتیجه ای که با توجه به هفته ها صدرنشینی شهرداری ارومیه و انتظاری که از این تیم می رفت غیرقابل قبول بود اما بلافاصله پس از ناکامی شهرداری ارومیه، شهردار ارومیه قول بستن تیمی قدرتمند با بودجه صدمیلیارد تومانی را داد. وعده ای که در حالت کلی بسیار جذاب و هوادارپسند است اما سابقه نشان داده پول و بودجه کلان ضامن قهرمانی هیچ تیمی نیست که در آنصورت باید تیم استیل آذین تهران حداقل دو قهرمانی لیگ برتر فوتبال ایران و باشگاه هایی مثل همین شهرداری یا داماش گیلان در لیگ برتر والیبال ایران چندین عنوان قهرمانی داشتند اما عملا می بینیم چنین نشده است.
آیدین رحمانی (که در یادداشت جداگانه ای به انتصاب ایشان و چالش های پیش روی وی خواهم پرداخت) که خود روزی سودای ریاست هیات والیبال استان را داشت و قافیه را در لحظات آخر به پیمان رضایی واگذار کرد حالا خود سر چشمه والیبال نشسته و تصمیم گیر اصلی برای والیبال ارومیه است. اما او احتمالا نمی داند اسلاف پیشین وی در زمان خودشان بسیار بیشتر از وی بودجه برای والیبال درنظر گرفته بودند اما نتیجه ای حاصل نشده است. آن سالی که شهرداری در تهران در فینال به پیکان باخت و هوادارانش مضروب شده و به خاک و خون کشیده شدند سالی بود که دوجین ستاره ملی پوش بواسطه پول پاشی های مدیرعامل وقت در تیم شهرداری جمع شده بودند اما زیاده خواهی شخص سعید معروف، ترجیح منافع خواهرزاده به منافع والیبال شهر توسط آقادایی و اتفاقات پشت پرده که حاصل بی تدبیری مدیرعامل وقت بود والیبال ارومیه را آچمز کرد و علی رغم هزینه فراوان نتوانست به طلسم قهرمان نشدن والیبال ارومیه در لیگ والیبال ایران پایان دهد.
حال رحمانی جوان اما پرانگیزه میخواهد سنت شکنی کند و والیبال این شهر را پس از سالها قهرمان کند اما چگونه؟ تخصیص بودجه هنگفت برای یکسال تیمداری! راهی که رحمانی می خواهد طی کند بی برو برگرد خطاست و پول پاشی هیچ تضمینی برای قهرمانی شهرداری ارومیه نمی دهد.
آیدین رحمانی اگر می خواهد رویای قهرمانی والیبال ارومیه را محقق کند بیش از هرچیز به دو فاکتور اصلی نیاز دارد. در وهله اول وی باید چشم خود را روی تمامی سفارشات ببندد و هر آقازاده، نزدیکان و اعوان و انصاری را که برای تصدی پست معاونت ورزشی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری ارومیه (شما بخوانید مدیرعاملی باشگاه) پیشنهاد می کنند به زباله دان افکارش بسپارد و در مرحله بعدی یک کمیته فنی از پیشکسوتان دلسوز والیبال این شهر (نه منعفت طلبان) تشکیل دهد تا کمک حال مدیرعامل باشگاه بوده و نقش مشاور کادرفنی را ایفا کنند.
خریدهای پرزرق و برق و پر کردن جیب دلالان در فصل نقل و انتقالات نه تنها ضامن موفقیت شهرداری ارومیه نیست بلکه در طول فصل می تواند به آفتی برای این تیم تبدیل شود زیرا تجربه های تلخ گذشته نشان داده یک تیم با ستاره های محدود به علاوه جوانان باانگیزه بهتر از عده ای ستاره است که از روی شکم سیری در خدمت تیم هستند.
یک پیشکسوت و کارشناس والیبال که نمی خواهد نامش فاش شود می گوید: سفره والیبال ارومیه از زمان تاسیس در سال 90 باز شده است و دلیل اینکه این همه کارشکنی در راه قهرمانی این تیم وجود دارد این است که با اولین قهرمانی در لیگ برتر و حضور در جام باشگاه های آسیا و کسب مقام احتمالی در این رقابت ها، عطش والیبال در بین هواداران والیبال این شهر برطرف خواهد شد و آنوقت دیگر شهرداری ارومیه پای خود را از میدان تیمداری بیرون می کشد و سفره بسته خواهد شد. آن زمان دیگر روغنی وجود ندارد که عده ای نان منفعت طلبی خود را در آن بزنند و از این سفره ارتزاق کنند.
سخنان این پیشکسوت والیبال درحالی مطرح می شود که در سالیان گذشته و همانگونه که در بالا اشاره شد پست های مدیریتی باشگاه و نیز سرپرستی تیم های والیبال بین عده ای خاص تقسیم می شد تا منافع بطور مساوی بین خواص تقسیم شود. پس اگر امروز والیبال ارومیه که در همه دوران و اعصار چشمه جوشان والیبال ایران بوده است اینگونه به خاک سیاه نشسته دلیلش سومدیریت و منافع و مطامع شخصی بوده است.