اجتماعی 28 تیر 1404 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

وطن در حصار!

سعید ابراهیمی / کارشناس

وطن از ابتدا یک مفهوم فرهنگی و اجتماعی بود. جایی که هویت انسان به عنوان چهارچوب شخصیتی او شکل می‌گرفت، اعتبار انباشته‌ی تاریخی و اجتماعی شامل‌اش می‌شد، به وقت نیازمندی از آشنایان بهره می‌برد و به وقت خطر و تهدید از حمایت آنها برخوردار شده و امنیت را در آغوش می‌گیرد! به همین سبب «خانه» استعاره‌ای تمام‌نما از وطن است. به عبارت دیگر به عنوان یک رکن قوام بخش به مفهوم وطن، وطن به جائی گفته می‌شود که یک سری منافع را برای ساکنین بدنبال داشته و یک سری تهدیدات را از او دور می‌سازد. چنین وطنی شامل یک روستا و حتی محله هم می‌شود. اما رکن دیگر قوام بخش به مفهوم وطن، مفهوم مرز است، جا‌به‌جایی مرزها امر مرسوم و سیالیت مفهوم وطن امری متداول بود، کشوری توسط کشور دیگر فتح می‌شد و بیگانگان سابق، هم وطنان کنونی بودند! اما از زمانیکه سیطره‌ی نظریه‌ی دولت_ملت بر ساختارهای سیاسی جهان حاکم شد و مرزهای کنونی توسط قدرتهای جهانی و استعمارگران خصوصا انگلیس بر دور ملت‌ها حصاری کشید مفهوم مرز، مقید و راکد شد. این رکود،موضوع خاک و سرزمین را به مفهوم وطن گره زد و مرزهای فرهنگی و اجتماعی را نادیده گرفت.
حس وطن دوستی منحصر در درون مرزهای جغرافیایی شد و ملت‌ها را از هم دور کرد. ایرانیان با کشورهای همسایه بدلیل تاریخ، تمدن و فرهنگ مشترک هم وطن‌اند و مرزهای فرهنگی یکسانی دارند ولی مرزهای سرزمینی بین آنها فاصله انداخته است. جغرافیای جشن نوروز، هم‌وطنان را از آذربایجان و ترکمنستان و افغانستان و … گرد هم می‌آورد ولی نقاط صفر مرزی آنها را از یکدیگر جدا می‌سازد.
دقیقا بر عکس آنچه که در اروپا علی رغم گسستهای فرهنگی رخ داده است، آنها مرزهای زمینی بین ملتها را برداشتند و متاسفانه در خاورمیانه و عمدتا کشورهای جهان سوم، با برجسته ساختن مرزهای خاکی و جغرافیایی، حس وطن پرستی کاذب آنها را تحریک کرده و امکان پیوند خوردن ملتها را منتفی می‌کنند.
این حس وطن دوستیِ مبتنی بر جغرافیا،در کشورهای منطقه نمی‌گذارد هر جایی مرزی کشیده‌اند، پل بزنند! در واقع به نام وطن دوستی، حصار خلوت و تنهایی و جدایی را بین انسانها و ملتها بلندتر و عمیق‌تر می‌کند. خط‌هایی که توسط سیاستمداران بر دور ملتها ترسیم شده و آنها را به زنجیر کشیده است.
این نوع وطن دوستیِ مبتنی بر سرزمین، مهم‌ترین رقیب کلان گفتمان انقلاب اسلامی نیز هست. انقلاب اسلامی ایران به عنوان مقدمه‌ساز حکومت جهانی امام غائب، باید ملتها را بر ادبیات جهان وطنی آماده کند و برای زیستی بدون مرزهای جغرافیایی مهیا سازد. تاکید بر وطن دوستی سرزمین پایه و غفلت از وطن‌های فرهنگ‌پایه، در چالش با گفتمان ظهور قرار دارد و قابل جمع نیست.
آنچه که در روزهای اخیر در پی حملات رژیم صهیونیستی بر مدار وطن دوستی و انسجام ملی شکل گرفته نه یک انسجام پایدار و مبتنی بر اشتراکات هویتی، بلکه یک اتحاد زمان‌‌مند و سلبی در مقابل تهدید نظامی بیگانه می‌باشد. برجسته چنین اتحادی حول مفهوم وطن و وطن دوستی، برخلاف گفتمان کلان و بالادستی انقلاب اسلامی‌ می‌باشد. آنچه که امروز در جهان تحت ادبیات جهان وطنی توسعه پیدا می‌کند ماهیتا با گفتمان مورد نظر انقلاب اسلامی متفاوت است چرا که در آن اقتصاد و سیاست و اثرپذیری از ابر قدرتهای جهان مورد نظر است در حالیکه جهان وطنی از منظر اسلام انسان‌محور و کرامت گستر است. شرکت چند ملیتی که اکنون در جهان به صورت قابل توجهی در حال گسترش است در واقع حاکمیت های ملی را تحت الشعاع قرار داده و سازمان‌های بین المللی بر آنها سلطه پیدا می‌کنند دقیقا مانند آنچیزی که در مواجهه با فیفا در ایران پیش آمد.
آنچه در حب وطن و دوستی آن، حائز اهمیت است، فلسفه‌ی حاکم بر آن و چیستی و چرایی آن است که اساسا نباید محدود به مرز‌های جغرافیایی بلکه مبتنی بر مرزهای فرهنگی باشد. در این صورت مرز صرفا خطی بر دور کشورها بوده و خاصیتی بالاتر نخواهد داشت.

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *