فروغ فاریابی / کارشناس ارشد مهندسی حمل و نقل
به عکسهای پایین اول نگاه کنید. درست حدس زدید! نمونه ای از امکانات ایجاد شده برای مراجعه کنندگان بیمار ، سالمند یا کم توانی است که باید با ویلچر وارد ساختمان شوند. کمی صبر میکنم تا بتوانم آزاردهندگیِ اهانتِ مجسم در این اقدام را مدیریت کنم و قدری درباره جنبه های دیگر آن بنویسم.
شنیده ایم که میگویند حاکم خوب باید خود را در سطح ضعیف ترین افراد جامعه قرار دهد. حضرت على(ع): «اًّنَّ اللّه عَزّوجَلَّ – فَرَضَ عَلى أَئِمَ الْعَدْلِ أنْ یُقَدِّرُوا أنْفُسَهُم بِضَعَفْ الناسِ کَیْلا یَتَبَیَّغَ بِالْفقیرِ فَقْرُهُ».[1]«خداوند بر پیشوایان عدالت واجب کرده است، زندگى خود را مانند ضعیفترین مردم سازند، تا فقر و تنگدستى به فقیران فشار نیاورد و سبب هلاکت آنان نگردد.»
هر چند این توصیه در همین معنای ظاهری هم پشت گوش انداخته شده ولی ترجمه آن در روزگار ما به این صورت است که مدیران شهر و جامعه (در همه شاخه های کاری) ضعیفترین افراد را در برنامه های خود در نظر بگیرند. حقوق اقلیت چه در سیاست، چه در تردد و چه در هر ساحت و زمینهای، پایه کار و اولین لایه است نه آخرین آن و فقط جهت رفع تکلیف!
مثلا در طراحی معابر برنامههای ترافیکی و حمل و نقلی، پیشبینی برای پیادهها، کودکان، سالمندان و افراد کمتوان و معلول بسیار مهم است!
زیرا افراد توانا و سالم، بطور عادی و به مدد توانایی های خود می توانند حتی مشکلات ایجاد شده توسط حاکمان را پشت سر بگذارند. آنچه مهم است و آنچه هنر مدیریت و حکمرانی خوب است، میزان توجه و درکی است که از چالش های اقلیت کم توان جامعه داشته و اقداماتی که برای جبران کم توانی آنها صورت می دهد تا بهره مندی آنها را با افراد عادی همتراز کند.
چندی پیش هفته بهزیستی بود و سهم کمتوانان از این هفتههای بی ثمرِ شعاری، حضور در یکی دو برنامه و ذکر و یاد در چند رسانه شد و تمام!
و سهم آنها از زندگی در شهر هم خدماتی است مانند آنچه در تصویر مشاهده میکنید. و حتی بدتر!
بیایید به انگیزه و مراحل ساخت این رمپ نزدیکتر شویم. چه فرآیندی باعث تولید چنین رمپ شگفت انگیزی میشود؟
هدف سفارشدهنده و مجری آن چه بوده؟ چگونه به این نتیجه رسیده که میشود با ویلچر بدون کمک شخص دیگر یا حتی با کمک، از روی آن به راحتی وارد ساختمان شد؟(حالا بگذریم که ویلچر مذکور چگونه خود را به پای آن سازه رسانده!) پس از تحویل و نصب آن چه کسی بر سازنده و مجری آفرین گفته و تایید کرده که این سازه با این شیب همان است که باید باشد؟! مسئولین محترم شهرداری و بهزیستی و نظام مهندسی چگونه پذیرفته اند که این قطعه فلز شیب دار برای مراجعه کننده نیازمندِ آن، مناسب و امن است؟ مالک محترم ساختمان که برای نمای زیبا و ظواهر تزئینی داخلی طبقات هزینه قابل ملاحظه ای تقبل کرده چگونه چنین وصله ناجوری را بر قبای ملک خود پسندیده است؟
خلاصه چه کسی از این نمایش افتضاح سود می برد؟ بودن و نبودنش چه فرقی برای چه کسانی دارد؟
آخر فکر نکرده اید که ملت می بینند!؟
این یک نمونه رایج از بی توجهی به انسانها بخصوص در ساختمانهای پزشکان است. ساختمانهایی که از درد و بیماری مراجعه کنندگان ارتزاق میکنند و تنها همین جنبه، چنان چشم آنها را گرفته که ساکنان یا مالکان این ساختمانها به سوداگرانی تبدیل شده اند که نه درمان بیماران برایشان مهم است نه راحتی دسترسی، نه وقت افرادی که ساعتها باید در انتظار ویزیت بنشینند و نه آبرو و اعتبار ملک. یک سرِ دیگر این بی توجهی و سوداگری، دستگاههای نظارتی مانند شهرداری و نظام مهندسی و دستگاههای مطالبه گر مانند بهزیستی هستند که سکوت و مماشات آنها باعث رواج این بی حرمتی ها شده است.
اگر امروز یک فراخوان داده شود که از موارد مشابه این ابتکارات مشعشع عکس تهیه شود، حدس می زنید چه تعداد عکس قابل برداشت است؟
موزائیک های بی سرانجام و بدسرانجام ویژه نابینایان در خیابانها، رمپ های ورود به ساختمانها، آسانسورها
راه پلهها، محل عبور ویلچر از خیابان به پیادهرو و…
اتوبوس ها؟ البته این مورد حتی در شان مردم عادی هم نیست چه رسد به افراد کمتوان و…
مسئولین محترم! کارهای بسیار کوچکی با تاثیر بسیار بزرگ برای انجام دادن وجود دارد که نیازی به شعارهای جذب سرمایهگذار، کلنگ زنی و افتتاح، روبان بریدن و …ندارند فقط نیازمند توجه به مردمی هستند که روزانه با آنها سر و کار داریم!
از شانسی که برای خدمت به مردم و آبادانی شهر به شما رو کرده است، استفاده کنید.
بختِ شهر خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر؟!!!