یوسف محمدیان / خبرنگار
شامگاه یکی از روزهای پایانی ماه صفر، پس از روزی پرکار، خستگیام را با دراز کشیدن روی فرش و تشک حیاط و گوش سپردن به آرامش شب فرو مینشاندم. نسیمی خنک از لابهلای برگهای درختان میگذشت و فضا را آکنده از حس دلنشین گذر تابستان و فرارسیدن پاییز میکرد. در همین لحظه، صدای زنانه و گرم همسایگان از پشت در به گوش رسید. با لبخند و مهر، اهل خانه را فرا میخواندند: «وقت مینجیقسالماست، بیایید فال نیت بگیریم…»
جملاتی که به گوشم رسید،با تحقیقات و پرسو جوهایی که کردم را در این متن برای شما میآورم؛
مینجیقسالما یا به زبان محلی «کوپه فالی»، یکی از آیینهای دیرینه و معنوی مردم آذربایجان است که ریشه در فرهنگ شفاهی و باورهای فولکلور این خطه دارد. این آیین، بهویژه در میان زنان و دختران، جایگاه خاصی دارد و معمولاً در واپسین چهارشنبهی ماه صفر برگزار میشود. در برخی مناطق، آن را در آخرین چهارشنبهی سال نیز بهجا میآورند. باور عمومی چنین است که ماه صفر با انرژیهای سنگین همراه است و اگر در این ماه حادثهای رخ دهد یا چیزی بشکند، میگویند: «آللـاه اوچونجوندن اوزاق ائلهسین»؛ یعنی «خدا شرّ سومین اتفاق را دور گرداند». از همین رو، در روزهای پایانی این ماه، برای خنثیسازی اثرات احتمالی آن و با امید به سالی روشن و نیکفرجام، آیینی نمادین و دعاگونه برپا میدارند.
در این مراسم، زنان و دخترانی که نیتی در دل دارند—چه برای خود، چه برای عزیزانشان—از شب قبل، شیئی کوچک و نمادین چون منجوق، دگمه، انگشتر یا سکهای را درون کوزهای سفالین (ساخسی کوپه) که پر از آب پاک است میاندازند. کوزه را آن شب در گوشهای بیرون از خانه، رو به قبله میگذارند تا پذیرای نیتها و رازهای درونی آنان باشد. این اشیا، که با نیت و نذر همراه شدهاند، در واقع حامل انرژی خواستهها و امیدهای پنهاناند.
روز بعد، هنگام عصر، زنان همسایه و اقوام در خانهای گرد میآیند. کودکی خردسال و معمولاً دختر، که به علت بی غلوغش و بیگناهیاش معصوم شمرده میشود، کنار کوزه مینشیند. پارچه یا چادری روی سر او انداخته میشود تا آنچه در کوزه هست نبیند. سپس بانویی آشنا به سنت و دانای بایاتیها، کتابی حاوی بایاتیهای آذری را در دست گرفته و یکی از آن اشعار را بهشکل تصادفی میخواند. در همان حال، کودک دست در کوزه میبرد و بهصورت تصادفی، یکی از اشیای درون آن را بیرون میآورد که سنجاق یا دانه تسبیح یا مونجوق جزئی از آنهاست. هر بایاتی که خوانده شده و هر شیئی که بیرون آمده، به صاحب آن نسبت داده میشود و تعبیر شعر خواندهشده، تفسیری برای نیت آن فرد خواهد بود.
این آیین، افزون بر جنبههای نمادین و آیینیاش، فرصتی است برای با هم بودن، همدلی، آرزو کردن، و زنده نگه داشتن ارزشهای فرهنگی که سینه به سینه و نسل به نسل انتقال یافتهاند. در مینجیقسالما، زنها تنها به امید گشایش حاجات گرد هم نمیآیند؛ بلکه با تکرار این سنت، ریشههای خود را در خاک تاریخ آبیاری میکنند و به فرزندان خود یاد میدهند که در میان روزمرگیهای امروز، نباید از گنجینهی فرهنگی دیروز غافل شد.
چه زیباست که هنوز در گوشهوکنار این سرزمین، چنین آیینهایی زندهاند؛ آیینهایی که اگرچه سادهاند، اما در دلشان حکمتی عمیق و پیوندی معنوی با گذشته نهفته است. پاسداشت این سنتها، نه تنها ادای دینی است به گذشتگان، بلکه پلیست میان نسلها؛ پلی که فرهنگ غنی آذربایجان را به آینده میرساند.