دریاچه ارومیه 22 تیر 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0
آیا دولت می‌تواند وضعیت فعلی دریاچه ارومیه را نشانه موفقیت سیاست‌های احیاء معرفی کند؟

حالِ خوبِ فصلی

طاهره زینالی / روزنامه نگار

آنچه رسانه‌ها از دریاچه ارومیه در ماه‌های اخیر و‌ پس از بارش‌های بهاری به تصویر کشیدند، امیدوارکننده است. تصاویری که پس از سال‌ها خشکی، ترک‌خوردگی و نگرانی، دوباره نشانه‌هایی از جریان آب در رگ‌های دریاچه ارومیه را به نمایش گذاشت.
افزایش بیش از یک متری تراز دریاچه، رسیدن حجم آب به بیش از ۴ میلیارد مترمکعب و جاری شدن آب در رودخانه‌های منتهی به دریاچه، بدون تردید اتفاقی مثبت و خوشحال‌کننده برای مردم ایران است. اما پرسش اصلی اینجاست؛ آیا دولت می‌تواند این «حال خوب فصلی» را نشانه موفقیت سیاست‌های احیای دریاچه معرفی کند؟
واقعیت این است که بخش عمده خروج دریاچه ارومیه از حالت احتضار و خشکی کامل، حاصل یک سال آبی استثنایی و بارش‌های کم‌سابقه بوده است نه نتیجه حل ریشه‌ای بحران!
وقتی مدیران رسمی اعلام می‌کنند میزان بارش در حوضه آبریز دریاچه ارومیه نسبت به سال گذشته ۸۵ درصد و نسبت به متوسط بلندمدت ۳۶ درصد افزایش داشته، روشن است که طبیعت بیش از هر دستگاه اجرایی دیگری به کمک دریاچه آمده‌است. هرچند رهاسازی حق‌آبه، لایروبی رودخانه‌ها و بازگشایی مسیر روان‌آب‌ها نیز اقداماتی ضروری و قابل دفاع‌اند، اما اینها مُسکن‌اند، نه درمان.
همانطور که کارشناسان زیست محیطی و حتی خود مسئولان اذعان دارند، گره اصلی همچنان در بخش کشاورزی باقی است و نه تنها هیچ اقدامی برای کاهش سطح زیرکشت در حوضه آبریز دریاچه ارومیه انجام نشده بلکه شاهد پیشروی باغات در اطراف دریاچه نیز هستیم. اینکه چرا دولتها در انجام این بند‌ مهم از مصوبات احیا دریاچه ارومیه ضعیف عمل کرده‌اند، نمیتواند خارج از این قاعده باشد که یا ناتوان‌اند و ‌ یا محافظه‌کار.
طی سال‌های گذشته سطح زیر کشت در حوضه دریاچه ارومیه از حدود ۲۵۰ هزار هکتار به ۷۵۰ هزار هکتار رسیده است؛ یعنی سه برابر. توسعه بی‌رویه باغات، تداوم کشت محصولات آب‌بر و برداشت گسترده از منابع زیرزمینی، عملاً نفس دریاچه را گرفته است. تا زمانی که این روند متوقف نشود، هر میزان بارندگی هم نمی‌تواند تضمین‌کننده احیا و بقای دریاچه باشد.
مسأله مهم‌تر این است که دولت هنوز نتوانسته الگوی کشت را اصلاح کند. هنوز در بسیاری از مناطق اطراف دریاچه، محصولات پرمصرفی کشت می‌شود که تناسبی با شرایط اقلیمی منطقه ندارند. هنوز برداشت‌های غیرمجاز از چاه‌ها ادامه دارد و هنوز اراده جدی برای کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی دیده نمی‌شود. این یعنی بحران فقط عقب نشسته، نه اینکه حل شده باشد.
دولت اگر می‌خواهد از احیای دریاچه ارومیه سخن بگوید، باید پاسخ دهد برای مهار توسعه کشاورزی آب‌بر چه کرده است؟ چه میزان از چاه‌های غیرمجاز مسدود شده‌اند؟ چه برنامه‌ای برای کاهش واقعی مصرف آب در حوضه وجود دارد؟ و چرا باوجود سال‌ها هشدار کارشناسان، سطح زیر کشت همچنان در ابعادی فراتر از توان اکولوژیک منطقه باقی مانده و حتی روبه گسترش است؟
واقعیت این است که حال خوش امروز دریاچه ارومیه بیش از آنکه محصول مدیریت باشد، نتیجه لطف آسمان است. تجربه تلخ سال‌های گذشته نیز نشان داده که اتکای صرف به بارندگی، یک خطای راهبردی است. اگر چند سال خشک دیگر تکرار شود و ساختار مصرف آب در کشاورزی اصلاح نشده باشد، همین تصاویر امیدوارکننده دوباره جای خود را به کابوس نمک و طوفان‌های خطرناک خواهد داد.
دریاچه ارومیه هنوز نجات پیدا نکرده؛ فقط فرصتی دوباره به ما داده شده است. فرصتی که اگر با اصلاحات سخت اما ضروری در حوزه کشاورزی همراه نشود، خیلی زود از دست خواهد رفت.

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *