“امنیت” واژهای حساس و شکننده و کلمهای که نقطه مقابل آشوب، بیثباتی، اغتشاش و درگیری است اما اینروزها قربانی بسیاری از اتفاقات است و با هر بار تکرارش، فقط حرمت و جایگاهش را از دست میدهد.
اما واقعا چه بر سر این واژه آمده که هر چه پرتکرار شده و حرف به حرف برای مردم هجا میشود، کمرنگتر جلوه میکند؟
تاکنون اگر در مورد ناامنی صحبت به میان میآمد، همه نگاهها به سمت مرزها و حضور بیگانگان میچرخید اما حالا موضوع به درون شهر و بزه و تخلف و شرارتها مربوط است.
با وجود شعارهایی که در مورد آذربایجانغربی و رتبه اول آن در امن بودن به خاطر مقابله با اراذل و اوباش، مطرح است اما در ماههای اخیر شاهد اتفاقات تلخ و نامیمونی بودهایم که کلمه امنیت در آن متزلزل شده و روانِ عموم خدشهدار شدهاست.
در هفتهای که گذشت خیابانهای چند شهر، محل درگیری و نزاع بود که موجب رعب و وحشت عمومی شده و مردم را در نگرانی و دلهره فرو بردهاست.
انتظار میرود هماناندازه که نیروهای اطلاعاتی، امنیتی و نظامی برای تامین مباحث امنیتی در نوار مرزی تلاش میکنند، امنیت و آرامش روانی مردم در داخل شهر هم مدنظر و تضمین باشد.
قطعا با هر نزاع و درگیری، به هر دلیلی که رخ میدهد سرمایههای اجتماعی از دست رفته و واژه امنیت بیحرمتتر میشود.
در بحث امنیت هراندازه که برخورد جدی با مسببان این حوادث حائز اهمیت است، مدیریت افکار عمومی نیز نقش کلیدی دارد.
گرچه مدیران در تریبونهای مختلف از رغبت به همراهی رسانهها در چنین بحرانهایی سخن گفته و بر شفافسازی و ورود کارشناسی روزنامهنگاران و اصحاب رسانه به این مباحث برای ممانعت از سوء استفاده رسانههای معاند تاکید دارند اما باید قبول کرد که حداقل تا به امروز در این خصوص غفلت شده و نتایج آن در تعدد اخبار ضد و نقیض بعد از حوادث کاملا مشهود است.
امیدواریم واژه پرتکرار این روزها، یعنی”امنیت” برقرار باشد تا مردم شیرینی آن را که یکی از دستاوردهای رفیع نظام جمهوری اسلامی است، همیشه احساس کنند.