
طاهره زینالی/ روزنامهنگار
شورای شهر دوره ششم ارومیه به روزهای پایانی خود نزدیک می شود. دوره ای پرچالش که می توان گفت حواشی بر متن غلبه داشت. قصد داریم تا برای بررسی این دوره شورا به سراغ اعضای شورای شهر برویم. گفتگویی را با صادق توکلی مهر عضو شورای اسلامی شهر ارومیه ترتیب دادیم. گفتگوی مفصلی بود که از حواشی کار شورا شروع و به عمکلرد آن در بخش های مختلف بویژه عمرانی و حمل و نقل ختم شد.
بخش هایی از این گفتگو را با هم می خوانیم. البته گفتوگوی توکلیمهر را نمیتوان صرفاً یک مرور کارنامه دانست؛ این گفتوگو در واقع تلاشی است برای بازتعریف سیاست در سطح شهر؛ سیاستی که بهگفته او، سالهاست میان حاشیهها، منافع متعارض و قرائتهای تقلیلیافته از هویت، گرفتار شده است.
او از نسلی سخن میگوید که سیاست شهری را زودتر از موعد تجربه کرده؛ نسلی که پیش از تثبیت جایگاه، با ردصلاحیت، حذف، تعلیق و اقلیتبودن روبهرو شده است. توکلیمهر تأکید میکند از ۲۶ سالگی وارد این فضا شدم؛ نه با نگاه کوتاه مدت انتخاباتی، بلکه با این تصور که شورا میتواند محل گفتوگوی واقعی درباره شهر باشد. این مسیر، به گفته او، همواره هموار نبوده؛ اما درست همین فراز و فرودهاست که امروز او را به نقطه تصمیم دوباره رسانده است.در نگاه توکلی مهر، انتخابات شورای شهر پیشِرو صرفاً یک رقابت عددی نیست. او مسئله را عمیقتر میبیند.«اگر حضور داشته باشم، مشارکت بالا میرود. این مهمتر از تعداد رأی است.»این جمله، حامل یک پیام سیاسی روشن است: بحران مشارکت، مهمترین چالش شوراهاست. از نگاه او، شهروندان زمانی پای صندوق میآیند که احساس کنند انتخاب، واقعی و اثرگذار است؛ نه صرفاً تکرار اسامی.او پیشبینی رأی بیش از ۲۵ هزار را نه از سر اعتمادبهنفس شخصی، بلکه بر اساس بازخوردهای اجتماعی میداند. «بدون تعارف، جامعه وقتی احساس کند یک صدا میتواند تعادل ایجاد کند، واکنش نشان میدهد.»
یکی از پرچالشترین بخشهای گفتوگو، مواجهه توکلیمهر با سیاست هویتی است؛ جایی که او خود را قربانی یک دوقطبیسازی مصنوعی میداند.«سعی کردند مرا ضد هویت یا غیرهمسو با هویت کردی معرفی کنند؛ در حالی که من همیشه قائل به احترام به همه هویتها بودهام. اما در کنار با هم بودن، با این باور که انسجام اجتماعی و همبستگی در نهایت به یک نوع ملی گرایی و هم وطنی منجر می شود. متاسفانه ما در این زمینه در سطح پایینی قرار داریم چون نتوانسته ایم این انسجام را به درستی معنا کنیم. نهایت تلاش من این بوده که گفتگو را با جوامع مختلف فکری آغاز کنیم. در راستای ایجاد درک مشترک برای توسعه شهری که لازمه آن جلب مشارکت عمومی است. بعضی افراد این رویکرد را نمی پسندیدند و من را که طرفدار با هم بودن هستم، به عنوان فردی هویت طلب معرفی کردنددر حالی که من مدافع برابری حقوق شهروندی، زیست مشترک، رفع تبعیض، اجرای عدالت و توسعه متوازن شهری هستم. بازخوردی که هم از جامعه رای دهنده و هم افرادی که با من تعامل کاری و گفتگویی داشتند دریافت کردم این است که مرا به عنوان یک مصلحت اندیش صادق در پیشبرد امور شهر می شناسند و این برای من جای افتخار دارد.»
«مشکل ما این است که انسجام اجتماعی را درست تعریف نکردهایم. کنار هم بودن را با حذف دیگری اشتباه گرفتهایم.» در روایت توکلیمهر، شورا باید محل همنشینی کرد و ترک، سنتی و مدرن، مرکز و حاشیه باشد؛ نه میدان رقابتهای احساسی کوتاهمدت.«اگر بخواهم عملکرد خودم را ارزیابی کنم، بدون تعارف بگویم رضایت کامل ندارم، چون آدم آرمانگرایی هستم و شورا را بهعنوان یک پارلمان محلی میبینم که باید مشارکت عمومی داشته باشد و مؤثر باشد. اما ضعف ساختاری وجود دارد؛ شورا در قانون اساسی آمده، اما در آییننامهها و تبصرهها آنقدر تنزل پیدا کرده که عملاً نقش آن محدود شده است.در عین حال، شورا قدرتهایی هم دارد؛ انتخاب شهردار، تصویب بودجه و نظارت. اما بخش زیادی از تأثیرگذاریها غیررسمی است و گاهی مطالبات غیرشفاف اجازه نمیدهد اولویتها به لایحه و ردیف بودجه تبدیل شوند. من احساس میکنم بر اساس مواضع، رفتارها و پیگیریهایم، مصلحت شهروندان را در نظر گرفتهام. اگر هم اشتباهی بوده، حداقل نیت بدی وجود نداشته است.شورای ششم یکی از پرحاشیهترین شوراها بود. از بگیر و ببندها گرفته تا تقابلهای داخلی، تصویر بیرونی شورا برای شهروندان این بود که اجماع جمعی برای منافع شهر وجود ندارد و بیشتر منافع شخصی یا درگیریهای داخلی دیده میشود. در حالت کلی، این نقد وارد است. من دوست داشتم در همان ابتدا، بهویژه با توجه به اینکه اکثر اعضا برای اولین بار وارد شورا شده بودند، یک اجماع اولیه شکل بگیرد.
بعد از ورود اعضای علیالبدل هم همین تلاش انجام شد، اما در جمع یازدهنفره اختلاف سلیقه طبیعی است و متأسفانه گاهی مباحث قومی هم مانع اجماع شد. ما چند بار با سرپرست و شهردار کار کردیم.تعلیق و عزل غیرقانونی شهردار وقت، یک بدعت خطرناک در تصمیمگیری شورایی و تبعیت از قانون بود که من با آن مخالف بودم و حتی جلسه را ترک کردم. من اصولاً معتقد نیستم با تغییر مداوم شهردار، خروجیها تغییر اساسی میکند.»
