اجتماعی 04 مرداد 1402 - 12 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

آسیب‌های نسل پرورش نایافته

ذات نایافته از هستی بخش
کی تواند که شود هستی بخش؟ (جامی)
اخیرا با یکی از دوستان که در حوزه روانشناسی کودک و خانواده در یکی از شهرستان های استان کار می کند ، صحبت می کردم؛ نکته مهمی را در خصوص» کم دانشی و بی تجربگی والدین نسل کنونی درباره نیازهای تربیتی و روانشناختی کودک شان» ذکر می نمود که در دراز مدت منشا بسیاری از اختلالات روانی فردی و آسیب های اجتماعی در نسل های بعدی است.


به طوری که تحقیقات علوم اجتماعی و پزشکی اجتماعی نشان می دهند، ریشه بسیاری از اختلالات روانی و آسیب های اجتماعی در جوامع به تربیت نادرست کودکان و نوجوانان در خانه و مدرسه بر می گردد. مهمترین نارسایی هم آشنا نبودن والدین و آموزگاران با روانشناسی و رفتارشناسی کودکان سنین مدرسه و توجه نکردن به علایم و نشانه هایی است که می تواند شواهدی دال بر اختلال روانی و یا رفتاری باشد و یا برعکس بیمار انگاری و انگ زنی به رفتارهایی طبیعی و نرمال در کودکان، از سوی والدین و معلمان باشد. به عبارتی ما در هر دو سر طیف شناخت بیماری تا سلامتی، با ایراد کم دانشی و بی تجربگی والدین و معلمان مواجه هستیم که اتفاقا هر دو گروه از یک نسل بوده و خود نیز محصول نظام تربیتی خانواده و مدرسه ای هستند که در گذشته با همین ایراد و مشکل مواجه بوده اند، یعنی انتقال نسلی پرورش و تربیت نادرست کودکان و نوجوانان و بروز اختلالات روانی، رفتاری و انواع آسیب های اجتماعی در دوره جوانی و بزرگسالی!
تحقیقات حوزه های اجتماعی ریشه و منشا بسیاری از انواع بزه ، تخلفات‌ ، جرم ها و آسیب های اجتماعی دوره جوانی و بزرگسالی را تربیت و پرورش نادرست دوره های کودکی و نوجوانی می دارند.
اگر در یک روال علمی و طبیعی ، ما با والدین جوان به خوبی و کیفی تربیت یافته مواجه باشیم، انتظار داریم که ، این والدین کودکان سالم و نرمالی را تربیت و تحویل جامعه بدهند تا از انتقال بین نسلی و پیوسته ناهنجاریهای فردی و اجتماعی در آینده پیشگیری شود، ولی اگر خود همبن والدین جوان ، افرادی با انواع عقده های روانی باشند که در کودکی سرکوب شده و درمان نگردیده است، مطمینا همین چرخه معیوب ناهنجاری ها و آسیب ها ادامه پیدا خواهد کرد. نظام آموزش و پرورش هم اگر در گزینش معلمان و مدیران مدارس به موضوع مهم پرورش و تربیت کودکان و نوجوانان بیش از آموزش مطالب علمی بی فایده بها دهد، می توان انتظار داشت که ما می توانیم به کارکرد مهم مدرسه در پیشگیری از آسیب ها و ناهنجاری اجتماعی و تربیت: انسان محور توسعه» امیدوار باشیم.
اما شواهد موجود ، ناشی از ناکارامدی مدرسه و خانواده در تربیت کودکان و نوجوانان برای زیست بهتر فردی و اجتماعی است ، زیرا هدف هر دو نهاد فقط و صرفا ، آموزش و موفقیت در انواع کنکورها و آزمون هاست و در نهایت ، بروز انواع اختلالات روانی در جوانانی است که اولین شکست زندگی خود را در این آزمون ها ، بیگناه تجربه می کنند و فرصت هایی که ‌برای یادگیری انواع مهارت های فردی و اجتماعی تولیدگرا و کار افرین از دست می دهند.
یک موضوع مهم دیگر هم ، فقدان دانش و آگاهی همین نسل فعلی در حوزه مهارت هایی است که آنها را از والدین اگاه و باتجربه بودن، باز می دارد و تبدیل به والدین بیسوادی می نماید که رفتارهای نادرستی با کودکان خود دارند!!!
به همین دلایل پیشگفت، باید حوزه کارکردی خانواده و مدرسه را براساس نیازهای سالم سازی و هنجارمحوری اجتماعی تعریف نمود و به این نکته اگاهی پیدا کرد که ریشه خیلی از اسیب های فعلی ، ریشه در تشخیص دیرهنگام و درمان نادرست اختلالات دوران کودکی دارد. براساس پاسخ بر این نیاز است که مدرسه و حتی مهد کودک ها نقش عمده ای در شناسایی کودکان و خانواده های دارای اختلال و مداخله به موقع روانشناختی و رفتاری دارد و این به دست نمی آید ، جز به تعریف و بازسازی نظام تربیتی مدارس برمبنای علوم نوین روانشناسی و تربیتی…!

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *