اجتماعی 06 اسفند 1403 - 6 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

نیان،نماد جامعه‌ای گرفتار در آنومی جنسی

داستان نیان چلبیانی دختر 6 ساله اهل بوکان، یک تـراژدی تمام‌عیار است. او قربانی آزار جنسی، شکنجه و قتل شد.

جعفر احمدی/ جامعه شناس>>

داستان نیان چلبیانی دختر 6 ساله اهل بوکان، یک تـراژدی تمام‌عیار است. او قربانی آزار جنسی، شکنجه و قتل شد.

این تراژدی نه تنها بیانگر مشکلات شخصی و خانوادگی است بلکه نشان‌دهنده وضعیت درهم تنیده‍ی اجتماعی و فرهنگی جامعه‌ای است که کودکان را به عنوان آسیب‌پذیرترین قشر، در معرض چنین تهدیداتی قرار می‌دهد. نوشتن از تراژدی نیان به زبان علمی هم سخت است، هم سخیف. اما دم فروبستن، خصلت سفله‌واران است.
قبل از هرگونه تحلیل لازم است به این نکته مهم توجه شود که تجاوز جنسی کودکان یک معضل و پدیده جهانی است و همه‌ی کشورهای دنیا به نسبتی متفاوت با این معضل روبرو هستند. اتفاقا بیشتر آزار جنسی کودکان در کشورهای اتحادیه اروپا و در بین کشورهای اروپایی است. هلند بیشترین آمار مربوط به تجاوز جنسی کودکان را گزارش کرده است. بنابراین این معضل ربطی به توسعه یافتگی یا عقب ماندگی جوامع ندارد. البته این موضوع به این معنا نیست که علت کودک آزاری جنسی در همه‌ی جوامع هم یکی است بلکه در جوامع مختلف، علل متفاوتی در به وجود آمدن این معضل دخیل هستند.
به طور عام تجاوز جنسی اشکال و فرم های مختلفی دارد. در ایران تجاوز جنسی یا به طور گسترده‌تری، انحرافات جنسی بسیار شایع تر از انحرافات دیگر است. پس اگر بخواهیم این مسئله را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم باید به سرمنشاء آن یعنی غریزه جنسی برگردیم. فروید هرچند که روانکاو بوده است ولی دیدگاه او در مورد غریزه جنسی در تحلیل این مسئله بسیار مفید خواهد بود. او معتقد بود که انگیزه اساسی رفتار انسان، ماهیتی جنسی دارد و جوامع مختلف، موانعی بر سر راه این غریزه قرار می‌دهند.
بنابراین بر اساس دیدگاه فروید منشا رفتارهای انسان ریشه در تمایلات جنسی دارد. هرچند این دیدگاه فروید اغراق آمیزه بوده و نقدهای زیادی هم به آن وارد شده است اما نباید از این موضوع غافل شد که این غریزه نقش بسزای در رفتار انسان دارد. پس جامعه باید این غریزه را مهار یا به عبارتی هنجارمند کند. اینجا تفاوت جوامع مختلف در شیوه های هنجارمند کردن این غریزه مشخص می شود. اینکه جامعه نتوانسته موانع اصولی برای هنجارمند کردن غریزه جنسی ایجاد کند به این معنا است که آن جامعه در وضعیتی آنومیک و ناهنجاری قرار دارد.
اما ایجاد موانع به معنای سرکوب این غریزه نیست بلکه به معنای پرورش این غریزه جنسی در قالب درست و اصولی خود است وگرنه با سرگوب این غریزه نمی توان وضعیت هنجارمندی را ایجاد کرد. درجامعه ای که تنها راه مدیریت غریزه جنسی محدودیت و محرومیت است، همه انسان ها این ظرفیت را دارند که منحرف جنسی باشند و تنها تفاوت آنها در داشتن فرصت نامشروع است. بعضی افراد به واسطه شرایط و موقعیت زندگی اجتماعی شان فرصت های نامشروع بیشتری برایشان فراهم می شود و بعضی دیگر ممکن است در چنین موقعیت و فرصتی قرار نگیرند.
در نقطه مقابل دیدگاه فروید، نگاه میشل فوکو قرار می گیرد. نظریه فوکو درباره غریزه جنسی نیست. او از جنسیت صحبت می‌کند که به مراتب کلان‌تر و انتزاعی‌تر از غریزه جنسی است. فوکو جنسیت را نه یک امر طبیعی یا زیست‌شناختی، بلکه به عنوان یک ساختار اجتماعی می‌بیند که از طریق گفتمان، اعمال قدرت و روابط اجتماعی شکل می‌گیرد. فوکو با دیدگاه‌های سرکوب‌گرایانه فرویدی مخالف است و معتقد است که در جوامع مدرن، قدرت نه تنها به سرکوب جنسیت نمی‌پردازد، بلکه به تحریک، آماده‌سازی و سازماندهی تجربه جنسی نیز می‌پردازد.
بنابراین در دیدگاه فوکو جنسیت یک ساختار اجتماعی است که از طریق گفتمان، اعمال قدرت و روابط اجتماعی شکل می گیرد و قدرت با اعمال سلطه بر بدن، لذات و انرژی‌ها، جنسیت را منتشر می‌کند. پس باید گفت در جامعه ای که در آن مردی به دختری 6 ساله تجاوز می کند و بعد مجبور به آزار و قتل آن کودک می شود، ساختار اجتماعی آن جامعه که محصول گفتمان و مناسبات قدرت در آن جامعه است، به شدت معیوب است. سوال اینجاست که در جامعه‌ی ما با کدام قدرت و با چه گفتمانی لذت جنسی تعریف و تولید می شود؟
هدف نوسیده در این نوشتار پاسخ به این پرسش بنیادین نیست. چرا که پاسخ دادن به آن، مخاطب را از اندیشیدن به این مسئله دور می‌کند. لذا بهتر است مخاطب خود روی این مسئله تفکر کند. اما چه دیدگاه فروید و چه دیدگاه فوکو را بپذیریم؛ روی این گفته صحه نهاده ایم که غریزه جنسی باید مدیریت و تربیت شود. در کشور ما کدام نهاد مسئول تربیت و آموزش مسائل جنسی است؟ چرا برای فرد فرصت های نامشروع بسیار و فرصت مشروع کم است.
اکنون جامعه به واسطه‌ی بدکارکردی نهادهای سیاسی واقتصادی در وضعیتی قرار دارد که شیرازه آن در حال ازهم پاشیدن است. با چنین وضعیتی دیگر هنجارهای اخلاقی و اجتماعی، قدرت نظم بخشیدن به جامعه را ندارند و به عبارتی جامعه در وضعیتی آنومیک قرار دارد. پس معلوم نیست، چند داستان تراژدیک دیگری مثل داستان نیان را خواهیم شنید!

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *