سیاسی 13 اسفند 1404 - 3 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

هزار تـَرَکِ نادیدنی

زهرا بخشی / خبرنگار

شهر، هر صبح از میان سایه‌های سیمان و آهن بیدار می‌شود؛ اما در دل همین سازه‌هایی که باید پناه باشند، هزار ترکِ نادیدنی خوابیده است. ساختمان‌هایی که بر خط ممتدِ اعتماد مردم بنا شده‌اند، حالا خود به خطری بدل شده‌اند که کسی تا چند ماه پیش نامش را هم جدی نمی‌گرفت. از متروپل تا تازه‌ترین هشدارها درباره‌ی ناایمنیِ هزاران بنا، شهروندان هر روز از کنار دیوارهایی عبور می‌کنند که شاید استاندارد باشد، شاید نباشد؛ اما مهم‌تر از همه، این است که هیچ‌کس نمی‌داند. و همین ندانستن، سنگین‌ترین تهدیدِ امروز زندگی شهری است.

قصه همیشه از یک ترک کوچک شروع می‌شود؛ ترک‌هایی که نه فقط بر دیوارها، که بر ساختار اعتماد عمومی می‌نشیند. وقتی خانه، که باید امن‌ترین نقطه جهان باشد، در فهرست ناایمن بنشیند، امنیت روانی شهر پیش از هر سازه‌ای فرو می‌ریزد. پشتِ هر برگه‌ای که بر طومار ساختمان‌های ناایمن می‌نشیند، داستانی هست: از قصورهای نظارتی و خلأهای قانونی تا تضاد منافع و مدیریت‌هایی که گاه بیش از آنکه نگهبان امنیت باشند، در لایه‌های تصمیم‌گیری گم می‌شوند. این‌جاست که شهروند، خود را در میانه‌ی بازی‌ای می‌یابد که قواعدش را نمی‌داند؛ اما هزینه‌اش را می‌پردازد.
پانصد دستگاه ارومیه پنجاه سال است سرپا مانده؛ دیوارهایی که نه در زلزله ترک برداشته‌اند و نه در طوفان لرزیده‌اند. اما زیر پوست همین سازه مقاوم، بحرانی آرام و جان‌فرسا جریان دارد مدیریتی که سال‌هاست قفل شده، دستگاه‌هایی که از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند، و سازوکاری که میان ناایمنی روی کاغذ و بی‌عملی روی زمین سرگردان مانده است.
پس از حادثه متروپل، ارزیابی ایمنی ساختمان‌ها در ارومیه شتاب گرفت و نتیجه آن، ده‌ها بازدید میدانی و صدور اخطار برای ساختمان‌هایی بود که بخشی از آن‌ها در برابر زلزله و آتش‌سوزی شرایط نامناسبی داشتند. طبق آمار رسمی شهرداری، طی سه سال اخیر ۱۹۱ بازدید میدانی انجام شده که با احتساب بلوک‌ها، ۴۴۹ ساختمان را دربر گرفته است. بسیاری از این ساختمان‌ها ناایمن تشخیص داده شدند، اما آنچه در عمل رخ داد، بیش از آنکه به اقدام منجر شود، به بلاتکلیفی ساکنان انجامید.
در دل همین آمار، مجتمع مسکونی ۵۰۰ دستگاه قرار دارد؛ مجموعه‌ای که بیش از پنج دهه از ساخت آن می‌گذرد و برای هزاران نفر، نه یک پروژه عمرانی، بلکه بخشی از حافظه جمعی شهر است. اینجا خانه نسلی از کارمندان، معلمان و خانواده‌هایی بوده که سال‌ها زندگی آرامی را در آن تجربه کرده‌اند. ساختمانی که به روایت ساکنانش، در تمام این سال‌ها نه دچار نشست جدی شده و نه ترک‌های سازه‌ای خطرناک به خود دیده، اما امروز در فهرست ساختمان‌های ناایمن، به مسئله‌ای حل‌نشده تبدیل شده است.
رحیم گرگری، نماینده مالکان، که از سال ۱۳۶۰ در یکی از واحدها زندگی می‌کند، می‌گوید: اگر این ساختمان ناایمن بود، باید خیلی وقت پیش خودش را نشان می‌داد. پنجاه سال گذشته و هنوز سرپاست. مشکل اصلی ما، نه بتن است و نه آهن؛ مشکل، مدیریتی است که سال‌هاست تصمیم نمی‌گیرد.
او تأکید می‌کند که ساکنان نه با نوسازی مخالف‌اند و نه خواهان حفظ وضع موجود به هر قیمت؛ مسئله اصلی، بی‌اعتمادی عمیق به فرآیند تصمیم‌گیری است: چهار سال پیش، یک شرکت بدون مناقصه آمد، از حدود ۲۰ نفر وکالت گرفت و گفت نوسازی می‌کنیم. بعد همه‌چیز رها شد. حالا نه شرکت پاسخگوست، نه دولت، نه شهرداری. مردم مانده‌اند با وکالت‌هایی که معلوم نیست چه سرنوشتی پیدا کرده‌اند.
این بلاتکلیفی، آرام‌آرام به زندگی روزمره مجتمع نفوذ کرده است. درهای اضطراری که باید در زمان بحران جان‌پناه باشند، بسته مانده‌اند؛ راه‌پله‌ها و فضاهای عمومی روشنایی کافی ندارند؛ فضای سبزی که زمانی محل بازی کودکان و گفت‌وگوی همسایه‌ها بود، خشک شده و رها مانده است. اختلاف‌ها بر سر مدیریت، نگهداری و حتی کلیدهای ساختمان بالا گرفته و حس ناامنی، جای همدلی قدیمی را گرفته است.
گرگری می‌گوید:عمداً رسیدگی نمی‌کنند تا ظاهر مجموعه خراب شود و بگویند فرسوده است. حتی جلوی آب‌دادن به درخت‌ها را گرفتند. این‌ها فقط دیوار نیست؛ زندگی مردم است.
صبحدل، یکی دیگر از ساکنان، پا را فراتر می‌گذارد و از تبدیل بحران عمرانی به بحران اجتماعی و امنیتی سخن می‌گوید: افرادی که اصلاً مالک نیستند، با نفوذ وارد هیأت‌مدیره شده‌اند. وکالت‌ها را از بی‌اطلاع‌ترین ساکنان گرفته‌اند. ما چک‌های برگشتی داریم، تهدید می‌شویم، حتی به خانم‌ها تعرض شده. وقتی هیچ نهاد بالادستی ورود نمی‌کند، هرج‌ومرج طبیعی است.
در چنین فضایی، عنوان ساختمان ناایمن برای ساکنان ۵۰۰ دستگاه، نه یک هشدار فنی شفاف، بلکه برچسبی مبهم و فشارزاست؛ برچسبی که بدون ارائه راه‌حل، اعتماد مردم را فرسوده و آن‌ها را میان ماندن و رفتن معلق نگه داشته است.
در سطح شهر، شهرداری از پایش ایمنی، صدور سه مرحله اخطار و ثبت اطلاعات ساختمان‌های پرخطر در سامانه‌های مربوط خبر می‌دهد؛ آماری که نشان می‌دهد ده‌ها ساختمان با کاربری‌های مختلف از مسکونی و اداری گرفته تا درمانی و آموزشی در شرایط مشابه قرار دارند. اما تجربه ۵۰۰ دستگاه نشان می‌دهد که اخطار، بدون الزام قانونی، حمایت مالی و تصمیم نهایی، فقط بحران را طولانی می‌کند. کارشناسان نیز همین گره را تأیید می‌کنند. رحیم نجاتی،کارشناس سازمان نظام مهندسی ساختمان ارومیه، بخشی از ناایمنی‌ها را حاصل تضاد میان طرح‌های شهری و واقعیت اقتصادی می‌داند؛ جایی که تخلف به مسیر رایج تبدیل شده و نظارت فنی، ناخواسته در عمل انجام‌شده قرار می‌گیرد.
از سوی دیگر، مرادزاده، رئیس نظام مهندسی آذربایجان غربی، تأکید می‌کند که این سازمان اختیار توقف ساخت‌وساز یا الزام به اقدام اجرایی ندارد و نقش آن بیشتر به گزارش محدود می‌شود. درباره ۵۰۰ دستگاه نیز می‌گوید با وجود بررسی طرح، هنوز نقشه اجرایی مشخصی ارائه نشده است.
همین چندپارگی مسئولیت‌ها، بحران ۵۰۰ دستگاه را به بخشی از بحران عمومی ناایمنی شهر گره زده است؛ بحرانی که در آمار رسمی دیده می‌شود، اما در زندگی مردم لمس می‌شود. ساختمان‌هایی که ناایمن تشخیص داده می‌شوند، سال‌ها بدون تعیین تکلیف باقی می‌مانند و ساکنانشان، قربانیان خاموش این تعلیق‌اند.
پانصد دستگاه امروز فقط یک مجتمع قدیمی نیست؛ نماد شهری است که سازه‌هایش هنوز ایستاده‌اند، اما اعتماد، مدیریت و تصمیم‌گیری در آن ترک برداشته است. تا زمانی که ناایمنی فقط تشخیص داده شود و نه حل، خانه‌ها پناه نخواهند بود و شهر، زیر سقف‌هایی زندگی خواهد کرد که بیش از آنکه امن باشند، مرددند.

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *