بهنام رضازاده / نویسنده و فیلمساز
پژوهش های بعد از حادثه نشان داده اند که بلایا موجب افزایش خشونت به دلیل کمبود سرپناه، قطع نظام حمایتی و آسیبهای روانی میشود
در جوامع بحران زده از فقر و بی عدالتی و بی ثباتی به مثابه جوامع ای که دچار بلا شده اند نیز یحتمل چنین اصلی حاکم است.
گمان دسترسی به منابع ضروری زیستی که در محدودت شدید هستند همچنین عدم امکان اطمینان به حاکمیت ها برای سامان دادن به اوضاع،افراد را از رحم دور می کند.
در اکثر کلاس های مدیریت بحران پس از حادثه، معمولا قسمتی از متن، بررسی رفتار ژاپنی ها بعد از زلزله و سونامی توهوکو در۱۱ مارس ۲۰۱۱ است.
پس از زلزله،ژاپن با خسارات جانی و مالی فراوانی مواجه شد؛ کشته شدن افراد بسیار، بیخانمانمانی و پیامد های بعدی.اما مردم ژاپن علی رغم این مصیبت رخ داده ،دست تعدی به سوی غارت اموال دیگران نگشودند به عبارت دیگر بی رحم نشدند.
پس ازوقوع زلزله ۹ ریشتری؛سونامی که در نتیجه وقوع زلزله دراقیانوس ایجاد شده بود به سواحل ژاپن رسید و شهرهای ساحلی ژاپن را در خود غرق کرد.در این حادثه بسیاری از ژاپنیها آواره و یا زنده به گور شدند.
در این میان انفجار راکتور هستهای فوکوشیما باعث شد افراد بسیاری در ترس از تکرار حادثه چرنوبیل دچار بحران عظیم تری شوند.
مردم ژاپن علی رغم این مصیبت رخ داده هیچ وقت دست تعدی به سوی اموال دیگران نکردند و بینظمی و هرج و مرجی که معمولا پس از این حوادث رخ میدهند، در این کشور رخ نداد.
ژاپنی های زلزله زده قانون «بقاء اصلح» داروین،که شاید نزدیکترین توجیه بی رحمی در میان حادثه دیدگان و ناکامان است را رد کردند.
در مقابل وقتی توفان کاترینا به نیواورلئان رسید و سدها شکسته شد، مردم دیدند که آدمهایی که مامور حفظ نظم و قانون هستند خودشان در حال بار زدن اجناس فروشگاهها هستند. پلیس نمیتوانست جلوی غارت را بگیرد چون کم نبودند ماموران پلیسی که به غارت مشغول بودند.
با این تعاریف از درس آموخته های حوادث می توانیم به یقین بگوییم: نیاز از رحم نمی کاهد که گاهی بر رحم می افزاید به شرط آنکه اطمینان داشته باشیم با سیستم کارآمدی طرف هستیم که دیر یا زود نیازهای مردم جامعه اش را برآورده و کاستی ها را جبران خواهد.
بی رحمی امری حقیقی نیست، رحم بر خلاف نیاز که برای بسیاری در طبقات مختلف اجتماعی با تعاریف نیازهای مختلف متفاوت است، امری قطعی است.
شهروند شرافت مند، شرافت مند است و شرافت و رحم تنوع و عدد و درجه ندارند.
اما سرخوردگی، بی پناهی، بی امیدی و الخصوص تحقیر سیستماتیک با تحمیل شأنیت و منزلت اجتماعی با پارامترهایی چون پول و دسترسی به منابع قدرت می تواند چنان خشمی را در شهروند ایجاد کند که بی رحمی تنها یک روساخت ساده از هولناکی ژرف آن جامعه باشد.
بیرحمی فراتر از توجه فردیت در ساحت اجتماعی مفهومی است که ابعاد گوناگون روانی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را در بر میگیرد.